عنوان رسالت به اردوى احمد پاشا فرستاد . چون مشايخ مزبوره را به حضور سرعسكر عثمانى بردند ، يكى از ايشان آغاز سخن كرده گفت : پادشاه ما اشرف فرموده است كه از شما بپرسيم كه چرا با مسلمين كه موافق حكم خدا حكومت مىكنند مخاصمت مىورزيد . و به چه سبب بانصارى اتفاق كردهايد كه پيرو رسول مجيد را از ملكى كه موافق قوانين الهيه و قواعد انسانيه حق اوست محروم سازيد . اگر شما از روى بىانصافى در جنگ اصرار نمائيد و برادران خود را مجبور به دفاع كنيد ، خون جميع مسلمين كه درين معركه ريخته شود بر گردن شما خواهد بود .
احمد پاشا چون ديد كه اين سخن در خاطرها اثرى تام كرد ، در جواب گفت كه : من از جانب پادشاه خود كه سلطان عصر و جانشين خلفا و اولو الامر است مأمورم ، و چون اطاعت او بر همهء مسلمين واجب است ، اشرف نيز مانند يكى از مسلمين بايد يا به اطاعت او گردن نهد ، يا سزاى نافرمانى خود يابد . هنوز سخن در ميان بود كه بانگ اذان برخاست و طرفين به اداى نماز قيام كردند . و بعد از اداى فريضه ، اتفاق مسلمين و اجتماع قلوب موحدين را به دعا از خدا خواستند . گفتار و كردار ايشان چنان كه اشرف مىخواست ، در دلها رسوخى تمام يافت . و چون مشايخ مرخص شدند ، جمعى كثير از اكراد و بعضى از اتراك ايشان را مشايعت نموده خاطر جمعى دادند كه ، در اين جنگ كه خلاف شريعت است ، اقدام نخواهند كرد .
احمد پاشا از بيم آنكه مبادا اين اختلاف به جميع لشكريان اثر كند ، به جنگ شتاب كرد . لشكر ترك شصت هزار بود و هفتاد عراده توپ نيز داشتند . افغان نصف لشكر دشمن بودند و آتشخانهء ايشان منحصر در چهل زنبورك بود كه بر شترها بار كرده بودند . اما اتراك هزيمت يافتند و دوازده هزار نفر از ايشان عرصهء دمار و بوار گشت . اشرف افغانان را نگذاشت كه هزيمت شدگان را تعاقب كنند ، زيرا كه مىدانست در هيچوقت حريف عثمانى نخواهد شد . پس در هرحال ، در صلح كوفتن انسب دانست .
احمد پاشا به كرمانشاه گريخت و قدرى از توپخانه و جميع اسباب اردو را به
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 220
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٢٢٠