مردم پيدا شده كار بر رجال دولت عثمانى تنگ شد . اگرچه وزرا علما را ساكت كردند ، به اين معنى كه گفتند : معاهدت با نصارى از روى ضرورت است ، و چون اشرف اقرار به سلطنت و اذعان به اطاعت پادشاه اسلام كه اولو الامر است نمىكند ، حكم اعداى مسلمين دارد ، اما هنوز مردم به اين منازعت مايل نبودند . بعد از آنكه ايلچى اشرف از اسلامبول مراجعت نمود ، معادات شروع شده احمد پاشا كه مراغه و قزوين را تسخير كرده بود به جانب اصفهان در حركت آمد . از سردار عسكر روسيه كه در كنار درياى گيلان بودند ، اثرى در مدد اتراك ظاهر نشد . و طهماسب نيز در مازندران از جاى خود نجنبيد .
سال اول حكومت اشرف به استحكام امور داخليهء حكومت او صرف شد ، از آن جمله قلعهء مربع با ديوارهاى مرتفع و بروج مستحكمه در وسط اصفهان به جهت محافظت عيال خود و ساير افغانان بنا كرد ، و آن قلعه تا هنوز باقى است ، و به قلعهء اشرف مشهور است . و چون شنيد كه سپاهى گران از اتراك عازم اصفهان است ، حكم داد تا جميع قرى و دهاتى كه در عرض راه ايشان بود ، خراب كرده آثار آبادى نگذاشتند ، و خود با هرقدر لشكر كه توانست جمعآورى كند به استقبال ايشان شتافت . اتفاقا دو هزار نفر از اتراك به دلالت دليلى نادان از لشكر جدا افتاده بودند ، اشرف از اين واقعه خبر يافته به ايلغار بر سر ايشان تاخت ، و در پانزده فرسخى اصفهان آن طايفه را دريافته تمامى را از تيغ تيز ريزريز كرد .
اين واقعه مورث جرأت افغانان و هراس اتراك گشته ، سرعسكر عثمانى به مجرد شنيدن اين خبر حكم به توقف سپاه نموده اردو بر سر پا كرد و اطراف اردو را فرمود تا به كندن خندق و ساختن سقناقها از تركتاز دشمن مصون دارند . اشرف نيز در خفيه جاسوسان فرستاده تا در ميان عساكر ترك شيوع دهند كه اين جنگ خلاف مذهب است و به اين واسطه احداث اختلاف كنند . و همچنين امراى اكراد را كه در لشكر عثمانى بودند ، به وعده ورشوت بفريبند .
و در ظاهر نيز چهار نفر از مشايخ مسلمين كه به زهد و صلاح اشتهار داشتند ، به
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 219
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٢١٩