تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
فرانسه در قسطنطنيه بود . اگرچه وقايع غيرعاديه اتفاق افتاد كه مطالب مسطوره در آن عهدنامه صورت نگرفت ، لاكن از ملاحظهء آن معلوم مىشود كه ايران در چه وضع و خيالات دول خارجه در باب آن ملك بر چه نوع بوده . در آن عهدنامه مقرر شده بود كه جميع ممالكى كه بر سواحل درياىخزر است ، از بلاد تراكمه تا محل تلاقى نهر كر و رود ارس ، متعلق به دولت روس ، و از محل تلاقى نهرين مزبورين به خط مستقيم تا سه ميلى اردبيل و از آنجا به تبريز و از تبريز به همدان و كرمانشاه ، جميع شهرهاى مذكوره و تمام ممالكى كه ما بين اين خط و ثغور عثمانى واقع مىشود ، متعلق به دولت عثمانى باشد . و در وصول و ايصال ممالك مقسومه به طرفين با يكديگر كفايت نموده بودند . و همچنين مقرر شده بود كه ، اگر طهماسب به اين قرار تن دهد ، او را مدد كرده بر ساير ممالك ايران فرمانروا سازند ، و الا ممالك منقسمه را متصرف شده هركرا لايق آن كار شناسند ، به جهت آرامى ايران معين كنند . و همچنين از شروط معاهدت يكى اين بود كه به هيچ‌وجه با محمود دم از مصالحت نزنند چنانچه گويا سلطنت افغان در ايران منافات كلى با انجام مقاصد ايشان داشت . الغرض ، چون اشرف بر تخت برآمد ، افغانان را بر مزاج و كاربينى و شجاعت او وثوق و اعتمادى تمام بود . و او اول كارى كه كرد ، الياس سرتيپ خاصهء محمود را كه به نيك‌سيرتى و مروت موصوف بود ، به جهت تعلقى كه به محمود داشت ، با امان اللّه كه در آن اوقات دم از نخوت فرعونى و دولت قارونى مىزد ، و جمعى از امراى ديگر كه ، فقط گناهشان اين بود كه ، اتفاق كرده او را قبل از فوت محمود به سلطنت برداشته بودند ، همه را به قتل رسانيده ، اموال ايشان را ضبط كرد . و بعد از آن نيز به هركس گمان خطائى برد يا خيال مالى كرد ، به هربهانه او را از پاى درآورد . اين عمل موجب خوشنودى اهالى اصفهان گشت . و اشرف بر سر جمع بر افعال آخر ايام محمود انكار بليغ و اكراه شديد نموده ، حكم كرد تا مادر محمود يك شب در ميدان با كشتگان به سر برد . و بعد از آن