تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
فتح شد ، افاغنه تيغ عدوان بر ايشان نهادند . گويند كه در ايام غلا بعضى از مردم از غلّه انبارها داشتند و ، از همگنان دريغ مىكرده‌اند ، افغانان را چون اين مطلب معلوم شد ، هركرا يافتند به عذابى اليم كيفر كردند ، از آن جمله ، شخصى را در انبار خود به قناره زده تا در ميان آن همه غلّه از گرسنگى جان داد . سال قبل از اين مقدمه پنج هزار نفر از بلوچستان به طمع مال به بندرعباس رفته شهر را گرفته بودند ، اما بر كارخانه‌هاى اهالى فرنگستان اگرچه حمله بردند ، دست تعدى نتوانستند گشاد . زبردست خان فوجى به تسخير آنجا فرستاد ، چون اين لشكر بدان صفحات رسيدند ، ايرانيان سكنهء بندرعباس از هرطرف گريختند ، لاكن فرنگيان استعداد حرب كرده چنان علامت ثبات نمودند كه سردار فوج ترسيد به ايشان حمله ببرد ، بالاخره راضى شد به اينكه قدرى قليل ذخيره بگيرد و برگردد . اگرچه جنگى نشد ، اما هواى بد آن طرف ، بيش از جنگ خدمت كرده جمعى كثير را به چنگ اجل انداخت . چون شيراز به تصرف كارگذاران محمود آمد ، سبب جرأت افغان گشته محمود با سى هزار لشكر به جانب كهكيلويه كه قريب سه درجه در سمت جنوب اصفهان واقع است ، در حركت آمد ، لكن اعرابى كه در آن اطراف و حوالى هستند ، على الاتصال به وضع قزاقى اردوى او را از اطراف عرضهء سرق و نهب مىساختند . و به‌علاوه ، چون به زمينى كه قريب دريا است رسيده ، اختلاف هوا سبب بيمارى و مرگ‌ومير گشته ، چنانچه مجبور به مراجعت شد . گويند چنان ازين صورت متأثر گشت ، كه در شب به تنهائى داخل اصفهان شد . در اين اوان قدرى قليل سپاه از قندهار رسيد . مادر محمود نيز درين وقت وارد ايران شد . حالت مردم اصفهان را كه به اوضاع حرم سلاطين صفويه معتاد بودند مىتوان دانست . در وقتى كه ديدند مهد عليا يعنى مادر محمود پادشاه ايران سوار شتر از بازار اصفهان رو به عمارت چهل‌ستون تشريف مىبرد ، در ميان لشكر افغان شهرت يافته
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 209 | على اصغر عبد اللهى / رشيد ياسمى / ولاديمير مينورسكى