نبودهاند ، اما درين قضيه گويا صدمات و نكبات وقت نيز بر اين معنى ممد گشت .
گويند مكرر ديده شد كه افغانى سه يا چهار ايرانى را به مقتل مىبرد ، اگرچه مرگ محقق بود ، يك نفر ديده نشد كه به جهت حيات خود كوششى كند .
بالجمله ، بعد از اجراى اين اعمال ، محمود پرده از اسرار درون يكباره برگرفت .
اموال جميع طبقات ناس عرضهء نهب و غارت گشت ، حتى تجار انگليس و هلند . و اهالى هلند بيشتر به جهت اينكه در ايام قحط ، شكر به بهاى گران فروخته و ازين ممر مبلغى كثير اندوخته بودند ، محمود ايشان را اجبار كرد تا پولهاى مخفى خود را ظاهر نمودند ، و قريب چهارصد هزار كرون از ايشان گرفت . مال مردم هندوستان نيز كه در آن ولايت بودند به تاراج رفت . مبلغى خطير هم بر ارامنه حمل نموده و چند نفر از كلانتران ايشان به قتل رسيدند .
چون محمود از كار اهالى اصفهان فراغت يافت ، به دهات اطراف پرداخت .
بهادران اصفهانك باز پاى ثبات فشردند ، و بعد از آنكه دفاعى مردانه نمودند ، به ضمانت امراى معتبر افغان ، معاهدت با محمود نموده تسليم كردند . محمود چون به ظاهر شكستن عهد نمىتوانست ، در خفيه چند نفر فرستاده تا ايشان را اغواى به شورش نمايند ، مگر بهانهاى ازين جهت به دست افتد و انتقام خون اقرباى خود از ايشان كشد ، لاكن دهاتيان چون در نيت خود صادق بودند ، فرستادگان وى را بند كرده نزد وى فرستادند . محمود از اين كيفيت چنان مسرور گشت كه پردهء عفو بر كردههاى ايشان پوشيد . و چند ماه بعد از آن نيز به گرفتن لطف على خان كه از محمود گريخته به ايشان پناه برده بود ، دليل ديگر بر صداقت خويش ظاهر كردند .
چون اصفهان مانند عالم از آدم خالى شد ، محمود جمعى از قبايل اكراد را كه در مذهب با افغان مشابهت داشتند ، بهخيال اينكه در مشرب نيز موافقت خواهند نمود ، به اصفهان آورد و بسيارى از ايشان را در جرگ سپاهيان داخل ساخت ، زيرا كه از قندهار سپاه قليلى آمده بود .
چنين مىنمايد كه ، افغانان هم از اولوهله چندان مرد ميدان نبودهاند ، و هرروزه
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 207
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص٢٠٧