تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
دريا در حركت آمده ، هركس با وى در مقام منازعت برخاست سزاى خويش يافته بر جاى نشست . تا اينكه دربند را تسخير كرد . يكى از مسافران فرنگستان مىنويسد كه شهر دربند در ضلعهء شيروان بر كنار درياى خزر واقع است . چهل و يك درجه و پنجاه و يك دقيقه عرض شمالى آن است . ديوارها را ده پا در آب برده‌اند تا راه ممر از آن سمت مسدود باشد . طول آن از سمت مشرق به مغرب ، قريب پنج ورست « 1 » است . عرض آن مختلف است و آن شهر يكى از حدود ايران است درين سمت ، بلكه مىتوان گفت دروازهء ايران است كه از كوه گرفته تا دريا مىرود و ، به سه قسمت منقسم است : اول قلعه‌اى است كه بر قلهء كوه واقع است و هميشه فوجى قوى از لشكر ايرانى در آنجا بوده‌اند . قسم ديگر از پاى كوه است تا شهرى كه پائين‌تر افتاده ، و از آنجا تا دريا قسم ثالث است . القصه ، امپراطور بعد از فتح دربند والى آنجا را برقرار خود گذاشته دو هزار عسكر روسى به محافظت قلعه برگماشت . و بعد از آن به هشتدر خان رفته در آنجا قشلاق نمود ، به‌خيال اينكه در اول سال ديگر كه سورت هوا شكسته گردد ، به اجراى مقاصد خويش پردازد . و هم درين اوقات ، چون اختلال ايران و فتح افغان به اطراف انتشار يافته ، عساكر عثمانى در سرحد اجتماع كرده به طرف همدان در حركت بودند . و در اين اوقات بود كه ، قضيه‌اى روى داد كه ، محمود را چنان به‌فكر خود انداخت كه از خيال دشمنان ملك فارغ ساخت . اهالى قزوين غالبا از نسل اتراك تاتارند كه ، سالهاى دراز در آن صفحات جانوران خود را چرانده و تخم اعقاب و انسال افشانده‌اند ، اغلب سكنهء آن بلد يا برزگرانند ، يا پيله‌وران ، و تجارت ايشان با سواحل درياى خزر است . و به سبب اين‌گونه زندگى
هامش
( 1 ) ورست : قريب سه ربع ميل است . ( ح ) .