تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
غالبا صحيح المزاج و قوى الجثه ، در سختى و شدت پايدارند . و هنوز بر همان عادات سختىروئى و سركشى پدران خود باقى . و از جملهء مخصوصات ايشان يكى اين است كه چون بر ايشان ظلمى رود يا تعدى شود ، شورش عام كنند و آن را لوطىبازار خوانند . و درين باب رعاع الناس تابع كلانتران‌اند . و كلانتران تا مادامى كه ممكن است كه به نوع ديگر توانند ، رفع اجحاف و تعدى از مردم كنند به شورش حكم نمىدهند . چون افغانان از جانب محمود به حكومت آنجا مأمور شدند ، بناى جور و بيداد نهادند . اهالى به تنگ آمدند ، از محمود اميدى نبود ، و اختلاف و معادات مذهبى نيز ممد اين معنى شده كلانتران قزوين در خفيه اجتماع كردند ، و در عصر هشتم جنورى هزار و صد و سى و شش هجرى ، حكم به لوطىبازار داده شد . هرجا افغانى بود ، بر وى تاختند . افغانان گريخته در ميدانى كه پيش خانه حاكم است جمع شدند . امان اللّه از صورت حال آگاه شده به ميدان رفت ، و هم در اول قدم زخمى شد . باوجود زخم آنچه در قوت داشت در باب تسكين مردم به ظهور رسانيد ، اما بالاخره عوام غلبه كرده دوباره به سراى حكومت پناه برد ، و از آنجا با اشكال ، از راهى كه به يكى از دروازه‌ها مىپيوست ، خود را نجات داد . دو هزار افغان در آن شورش كشته شدند . جميع متعلقاتشان به تصرف اهالى شهر رفت ، و بقيه به اجبار به طرف اصفهان گريختند . و نصف ايشان نيز در عرض راه به سبب شدت سرماى زمستان و بى آذوقگى تلف شدند . اشرف كه در فتح قزوين با امان اللّه خان مرافقت كرده بود ، در مراجعت او به اصفهان از وى جدا شده و با سيصد نفر به جانب قندهار رفت مىنمايد كه ، او خرابى محمود را دريافت ، زيرا كه بعد از شورش قزوين ، خوانسار و بعضى جاهاى ديگر نيز با افغان همان معاملت كردند ، و افغانان از هرطرف به اصفهان گريختند . چون اخبار اين وقايع به مسامع محمود رسيد ، ترسيد كه مبادا اهالى اصفهان با وى نيز همان رويّت درپيش گيرند . افغانان از پانزده هزار بيش نبودند . اهالى اصفهان و