تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
مردم شد . والى عربستان را گمان مردم اين بود كه محمود عهد كرده بود ، به جان وى مضرت نرساند ، ازين سبب آسيبى به وى نرسيد ، اما او را فضيحت نموده متملكات او را كه در خوزستان داشت ، به برادر كوچك وى بخشيد . با امرائى كه تا آخر نسبت به سلطان حسين دم از دولتخواهى زده بودند ، غايت ملاطفت نمود . حتى اينكه محمد قلى خان وزير اطاعت خود را مشروط كرد به اينكه او را به عملى كه بر خلاف مصلحت طهماسب ميرزا باشد ، مأمور نكنند . و همان ملاحظاتى كه سبب جلب قلوب مردم ايران گشت ، باعث حسن سلوك با رعاياى دول خارجه بود . بسيارى از اهالى فرنگستان در آن اوقات در اصفهان و بندرعباس كارخانهء تجارت داشتند ، محمود حكم كرد كه هر عاريتى كه در زمان سلاطين سابقه در حق ايشان شده بود ، بر همان نهج مقرر باشد . و رهّاب و علماى ايشان را نيز فرمود تا على رؤس الاشهاد ، به اجراى احكام شريعت خود پردازند . اما درين اثنا ، واقعه‌اى روى داد كه محمود به فكر جان خود افتاده ، از ملاحظات حكومتى چشم پوشيد ، و بدين سبب بناى بيداد گذارد و آتشى افروخت كه اثر حرارت آن بعد از قرون عديده ، هنوز در دلهاى مردم ايران محسوس مىشود . شرح اين اجمال آنكه ، چون محمود اصفهان و حوالى آن را متصرف شد ، لشكرى قريب شش هزار مصحوب امان اللّه خان به گرفتن قزوين فرستاد . وقتى كه امان اللّه خان به جانب قزوين حركت كرد ، وسط زمستان بود ، و عساكر طهماسب ميرزا متفرق بودند ، بنابراين ، كاشان و قم و شهرهاى ديگر عرض راه ، تا خود قزوين ، بدون منازعت و مقاومت به چنگ افتاد . در همان وقت كه خبر اين فتح به محمود رسيد ، خبر ديگر آمد كه صد و پنجاه هزار تومان خزانه كه مصحوب ملاموسى به جهت جمع كردن لشكر به جانب قندهار فرستاده بود ، برباد رفت .