تفصيل قضيه اينكه ، ميرزا اسماعيل نام ، حاكم بنده كه يكى قلاع سيستان است ، بر ملاموسى تاخته و او را هزيمت نموده ، خزانه را به غارت برد .
و در همين اوقات بود كه ، سفيرى از جانب پطر بزرگ روس ، كه به شاه سلطان حسين فرستاده شده بود ، رسيد . و چون سلطان حسينى در ميان نبود ، با محمود كه پادشاه وقت بود ، مطالب دولتى خود را عرضه كرد .
پادشاه روس دعوى مىكرد كه ، از دولت ايران بالنسبه به رعاياى روس ، خلافها ظاهر شده ، و تدارك آن را مىطلبد اما حقيقت اين است كه ، چون اخبار هرجومرج اوضاع حكومت ايران ، به مسامع اولياى دولت روسيه رسيد ، امپراطور فرصت غنيمت دانسته خواست سواحل غربى درياى خزر را به تصرف آورده بسطى در دايرهء تجارت ممالك خود دهد . و بهجهت اسعاف اين مطلب ، سى هزار لشكر كار ديده جمعآورى نموده و قدرى از طوايف قزاق و قالموق كه ، در حوالى هشتدر خان مقام دارند ، نيز به آن لشكر منظم « 1 » نموده ، در ايامى كه طايفهء لزگيهء شماخى را يغما كردند ، رعاياى روس كه در آن بلد اقامت داشتند ، در آن بلاى عام خسارت كشيده بودند . همچنين خان خوارزم يكى از قوافل روسيه را كه ، از چين مىآمدند ، تاراج كرده بود . و پادشاه روس مطالب مزبوره را بهانه كرده ، بهجهت اينكه صورت ظاهرى به عمل خويش داده باشد ، برحسب معمول ، سفيرى به جهت درخواست تدارك مامضى به دربار ايران ارسال كرد . و چون محمود گفت كه او را نه بر لزگى و نه بر اوزبك اقتدار است ، لشكر روس در زير علم خود پادشاه در بيست و نهم جولاى ، در سال هزار و هفتصد و بيست و دو عيسوى ، مطابق هزار و صد و سى و پنج هجرى ، از رود ولگا شراع كشيده ، در چهارم آگست به بندر داغستان رسيد . اول كارى كه كرد اين بود كه ، فرمود تا كاغذى بدين مضمون نوشتند كه ، ارادهء امپراطور گرفتن ملك نيست ، بلكه حفظ تجارت و حمايت رعاياى روس است ، و كاغذها را به مردم اطراف فرستادند . بعد از آن از كنار
هامش
( 1 ) - در اصل : منظم .