مختصرى در باب تاختوتاز ترك و روس و افغانها در مملكت ايران
سلطنت محمود و اشرف در ايران اگرچه طولى نكشيد ، لاكن در آن زمان قليل حادثهء بسيار روى داد .
محمود چون بر تخت اصفهان برآمد ، در مبادى حال ، تدابير خوب كرد .
اول همت بر استخلاص مردم از بلاى قحط و غلا مصروف داشته ، در اجبار خاطرها « 1 » كوشيد ، و به اين واسطه خلق را با خود مايل ساخت . و چون ديد كه افغانان از عهدهء مناصب چنان كه بايد نمىتوانند برآمد ، و گذاشتن ايرانيان نيز بر شغل و منصب خالى از خطر نيست ، مقرر نمود كه هركس از ايرانيان به هر خدمتى كه معين بودهاند ، برقرار سابق ، همان كار به ايشان رجوع باشد ، ولى در اجراى عمل ، يكى از افغانان را با وى شريك ساخت . و فايده اين تدبير اين بود كه ، تجربت و ديگرى را صداقت منضما ، بدون خطر كار را بهخوبى از پيش مىبردند .
قضاوت و شيخ الاسلامى را به شخص افغانى كه در زهد و صلاح اشتهار داشت ، مفوض نمود . و چون بالطبع كسانى كه فتح مملكتى يا غصب سلطنتى مىكنند يا آنكه شايد خود به سبب خيانت ديگران فوايد كلى حاصل كردند خائنان را دشمن مىدارند . محمود هركس را كه در خفيه با افاغنه مراسلتى كرده يا در محاصره از لوازم صداقت و مروت تهاونى ورزيده بود بسزا رسانيد و اين صورت بيشتر موجب اطمينان
هامش
( 1 ) - اجبار خاطرها : منظور جبران و ترميم خواستههاى مادى و عاطفى مردم ايران است .