نادرى تصميم رزم خوارزم كرد از بخارا عزيمت خوارزم آشكارا نمود و از معبر چارجوى چارهجوى اين كار گشت به توفيق خداوند يگانه عزم تسخير قلاع پنجگانه كرد نخست با چندين هزار دليرارش كمان و گيوتيو گرازه گرز فريبرز برز زرسب اسب روى به تسخير قلعه گردون نظير هزاراسب نهاد چون حصن هزاراسب قلعه حصين بود و يلبارس خان چون پلنگ خشمگين در آن قلعه آسمان تمكين نشسته و در بر روى بخت خود بربسته بود به مقابله شيران پلنگافكن و دليران شيرشكن نمىآمد و جنگ حصار فايده چندان نداشت نادر شاه قهار جهانگير از هزاراسب گذشته روى به ميان ملك خوارزم كرده به جانب دار الملك خيوه راند و با خود مقرر كرد كه پاىتخت مملكت خوارزم را به قوت بخت و متانت عزم مسخر نمايد كه گفتهاند :
چونكه صد آمد نود هم پيش ماست
و اينمعنى نيز محرك خروج يلبارس خان از تنگناى قلعه هزاراسب بود لهذا ايلغار كرده با سپاه نصرت همراه چنان كه او را سمت و شيوه بود به جانب خيوه تاخت و چون بنده ارادت سير مؤلف اين دفتر به حكم شاهنشاه بحر و بر ابو الفتح و النصر و الظفر سلطان سلطانزاده و خاقان خاقاننژاد .
لمؤلفه
درياى جلال و كوه تمكين * شاهنشه عهد ناصر الدين
درين دولت ابد مدت به سفارت آن ولايت رفته و آن مملكت را بعينه ديده مجملى مكشوف ميدارد و درين نامه معنبر ختامه مىنگارد كه
شنيده كى بود مانند ديده
در ذكر مجملى از اوصاف ملك خوارزم و شرح قلاع پنجگانه و فتح خوارزم و قتل يلبارس خان و حكومت محمد طاهر خان و ساير صوادر آن زمان
بر ارباب خبرت و اصحاب فطنت پوشيده مباد كه مملكت خوارزم را فسحتى و