هندوستان كرورها پيشكش دادند الحاصل پس از اين امورات پادشاه ايران سلطنت هندوستان را به محمد شاه واگذاشته و سروبر او را برآراسته تاج و نگين پادشاهى هند به دو بازگشت و محمد شاه از آنطرف آب اتك را از تبت و كشمير تا موضعى كه آب رود مذكور به محيط منتهى مىشود با سند و تته و بنادر و قلاع به نادر شاه نياز كرد و قهرمان ايران نادر شاه قهار در هفتم صفر عزم ايران كرد و نجاران به جهت ساختن كشتى و سفر بخارا و خوارزم روانه بلخ نمود كه بورود موكب فيروزى كوكب پادشاهى آماده و مهيا شود و چون ابو الفيض خان چنگيزى پادشاه تركستان اين اخبار شنيد مضطرب گرديد نامه و سفير فرستاد و اظهار خلوص و متابعت كرد و جواب مشروطه به استقبال موكب و مطاوعت دولت نادرى يافت و اردوى پادشاهى حركت كرد و در منزل سررود جهناب ايلچيان به روم و روس مأمور شدند و دوازدههزار تومان جواهر و مرصعآلات با چهارده زنجير فيل به جهت هريك ازين دو پادشاه والاجاه روانه نمود و بعد از تنبيه افاغنه يوسفرائى به كابل رسيد و از ايلات آن صفحات چهلهزار كس ملتزم ركاب نصرت انتساب فرموده و صوبهدارى كابل به ناصر خان كما فى السابق اختصاص يافت .
در ذكر تسخير ولايات سند و تقسيم آن و يورش تركستان و فتح بخارا و رزم خوارزم
چون خدايار خان عباسى حاكم صوبه سند شرفياب ركاب اعلى نگشته بود نادر شاه قصد تسخير سند نمود حكمى به تقى خان حاكم شيراز مرقوم داشت كه از راه دريا به سند آيد و اردوى شاهى از راه بنكش روانه آن حدود شد اعاظم زمين داور به خدمت آمدند و اردو به نصر الله ميرزا سپرده شد و نادر شاه با جمعى از سپاه به عمركوت رفت و خدايار از قلعه عمركوت بيرون آمده فرار كرد و او را گرفته به خدمت شاه والاجاه آوردند يك كرور زر و جواهر به جريمه فرار ضبط خزينهدار شد نادر شاه ولايت سند را به سه تقسيم ساخته يكى را به دو و ديگرى را به شاهقلى خان داد و قسمتى كه به بلوچستان اتصال داشت به محب خان حاكم بلوچستان داد و شكارپور و بعضى از