تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
رفته خان چنگيزىنژاد بخارا ابو الفيض خان را به فيض يا بى ركاب نصرت‌مآب نادر شاهى مفتخر و مباهى كند ابو الفيض خان وقتى خبردار شد كه قهرمان ايران به پنج فرسنگى بخارا رسيده بود لاجرم ابو الفيض خان را جز مطاوعت و متابعت چاره نبود زيرا كه ميدانست : نظم
هركه با فولاد بازو پنجه كرد * ساعد سيمين خود را رنجه كرد
خان والاشان مذكور با همه اعاظم و افاخم و اعيان و اشراف و خواجگان و خواجه‌زادگان حضرت بخاراى شريف اظهار استقلال را ترك و اصرار استقبال را برك كرده بخار نخوت از دماغ شوكت بيرون نموده موكب فيروزى كوكب پادشاه والاجاه را پذيراى پذيره شد و در مرافقت ركاب شاهنشاه والاجاه با اقتدار نادر شاه افشار به استعداد و سامان ميزبانى پرداخته و سرود رود رودكى را بلند آوازه كرده به نواى دلگشاى تهنيت تختگاه خود را مفاخرت همىافزود . نظم
كاى بخارا شاد باش و شاد زى * شاه سويت ميهمان آيد همى شاه ماه است و بخارا آسمان * ماه سوى آسمان آيد همى شاه سرو است و بخاران بوستان * سرو سوى بوستان آيد همى
مع القصه پادشاه تركستان پيشكشها قبول كرد و بيست هزار ملازم با خانه و كوچ ملتزم ركاب نمود ديگرباره به تاج شاهى متوجه و به شهريارى ماوراء النهر مقرر گرديد و بلاد جانب شمالى رود آمويه از ماوراء النهر موضوع و بممالك محروسه ايران موصول آمد و صبيه او را شاه به عقد و نكاح على قليخان بن ابراهيم خان برادرزاده‌اش منسلك فرمود و اصلا گمان نميبرد كه اين تقويت و تربيت ماه ضعف و فترت دولت او خواهد بود و چون طوايف اوزبكيه خوارزم كه در آن ايام يلبارس خان پلنگ راه خصم‌افكنى و دشمن‌شكنى آن گروه بود مكرر بدست تطاول در دشت چپاول بلاد ايران اظهاريد و كارهاى بد كرده بود و رضا قلى ميرزا را آزرده داشت رأى