تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
مواضع جانب دست راست به خوانين داد بوتره تيسر تفويض كرد و عريضه تقى خان رسيد و جواب يافت كه معاودت نمايد و سفاين در بندر عباسى باشد تا حكم جديد رود و پس از انتظام امر سند در شهر صفر المظفر سال يكهزار و صد و پنجاه و سه لواى جهانگيرى در چمن خوى حوالى قندهار منصوب شد و چون رأى مملكت آراى پادشاه جم اقتدار نادر شاه افشار بر آن قرار يافته بود كه خيمه مرواريد و تختى مرصع چون تاج كاوس بهتر از تخت طاوس به اهتمام استادان صنعت‌كار بدايع نگار ايران و هندوستان به اتمام رسد و در مدت يكسال آن خدمت انجام يافته بود در ورود به حوالى قندهار و ايام بهار آن تخت و خيمه ساخته و پرداخته و زده و افراخته شد و به تخت و ايوان نادرى موسوم گشت و در آن ايام شاهرخ ميرزا ولد رضا قلى ميرزا و امامقلى ميرزا و ساير اولاد و احفاد قهرمان ايران سعادت ركاب‌بوسى دريافتند لهذا آن تخت و خيمه بديعه را برپا كردند و جشنى برآراستند و حمايلهاى گرانبها و بازوبندهاى مرصع به جواهر بابها به شاهزادگان مذكور و على قليخان ولد ابراهيم خان مغفور مرحمت فرمود و چون خود را مانند امير تيمور گوركانى پادشاه اقاليم ميدانست شاهرخ ميرزا پسرزاده خود را به هرات كه تختگاه شاهرخ بن تيمور بود فرمانفرما فرموده و نصر الله ميرزا و ديگر شاهزادگانرا مرخص نمود كه به مشهد مقدس و ارض اقدس رجعت نمايند و خود در بيست و پنجم صفر يكهزار و صد و پنجاه و چهار از قندهار مصمم تسخير بلاد ماوراء النهر و تركستان شد و در بادغيس شاهزاده رضا قلى ميرزا نايب السلطنه با سپاهى شايسته و دستگاهى بايسته به حضور قهرمان ايران آمد و مورد الطاف شاهانه گشت و اردوى كيهان پوى نادرى از راه ماروچاق و اندخود به بلخ آمده بعد از تنظيم و تنسيق آن بلاد شاه والاجاه ايران كشتيهائى كه نجاران هند در عرض سالى ساخته بودند و يكهزار و صد فروند بود به جهت عبور از جيحون و ورود به بخارا برود آمويه در افكند با افواج دريا امواج از آب آمويه مشهور به جيحون چون باد صرصر درگذشت و به خاك بخارا رسيد ولد حكيم بىاتاليق كه از اميرزادگان توران بود به ركاب خسرو ايران آمد و مأمور شد كه به بخارا