بدست افتاد و اطراف اردوى محمد شاه را محاصره كرده سد راه عبورومرور و وصول آذوقه نمودند محمد شاه مضطر شده خود را از سلطنت خلع و به اميد عفو قهرمان جرم بخش قصد حضور نادر شاه كرد و شاهزاده نصر الله ميرزا تا خارج اردو او را استقبال نمود نادر شاه نيز تا بيرون خيمه مستقبل شده دست او را گرفته بهمراه آورده بر مسند خود و بر پهلوى خويش نشانيد و چاشت آن روز را با يكديگر تغذى نمودند و بعد از آن محمد شاه باردوى خود بازگشت اما همچنان سپاه قزلباش اطراف اردوى او را گرفته محاصره داشتند ديگر روز محمد شاه با امراى خود و اردوى خود كوچ كرده به اردوى پادشاهى ملحق شد و روز پنجشنبه غره ذيحجه رايت نادرى به جانب دهلى به جنبش درآمده هفتم ماه باغ شعله ماه مطلع آفتاب جلال نادرى گرديد و محمد شاه بميهماندارى پيشتر به شهر رفته و روز جمعه شاه حركت كرده به شاه جهانآباد رفت و محمد شاه پاىاندازها انداخته و مهربانيها و ميزبانيها نمود و تمام خزينه و دفينه و جواهرخانه و ذخاير و نفايس خود را به نادر شاه تسليم كرد و نادر شاه ديگر روز به بازديد محمد شاه توجه فرمود اظهار و داد و اتحاد نموده و در شب پانزدهم شهر ذيحجه بىاشاره پادشاه هندوستان در شهر فتنه برخواست و بازاريه و سوقيه هند با قزلباشيه منازعه كردند و چند تن را سرافكندند بدان نيز قناعت ننموده ازدحام كرده به تصرف فيلخانه كه در دست چاكران پادشاه قهار نادر شاه افشار بوده اتفاق كردند پادشاه ايران شب تأمل نموده على الصباح سوار شده به ميان شهر و بازار درآمد و حكم به قتل عام در داد سپاهيان قزلباش دست به شمشير برده در ميان شهر ريختند و سىهزار كس از اهل هند به قتل آوردند عاقبت پادشاه هند و امناى دولت او شفاعت كردند و حكم به منع قتل عام رفت و دختر محمد شاه را به عقد شاهزاده نصر الله ميرزا درآورده و اموال و ذخاير سعادت خان را كه وفات يافته بود در لكنهو ضبط كردند يك كرور زر نقد كه پانصد هزار تومان ايران است از مال او ضميمه خزينه نادرى شد و پانصد كرور از دولت هند به خزينه پادشاهى نقل كردند و از جمله پيشكشهاى محمد شاهى تخت طاوس بود كه دو كرور جواهر صرف ترصيع آن شده بود و صوبهداران
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص١٨٢