خانهها به وضع مهيب متصل دركار بود . نادر شاه بعد از صدور اين حكم به قلعه مراجعت كرد ، دو ساعت از ظهر گذشته ، محمد شاه و نظام الملك به حضور او رفتند و از اهل شهر شفاعت كردند ، حكم كرد از قتل دست بكشند و به صداى طبل اعلام شد كه ديگر به اهالى صدمه نرسانند .
قتل عام از چهار ساعت قبل از ظهر تا سه ساعت بعد از ظهر طول كشيد ، چهارصد نفر قزلباش كشته شد و از اهل شهر ، بزرگ و كوچك ، صد و بيست هزار و بعضى گفتهاند صد و پنجاه هزار [ نفر ] از دم شمشير گذشت .
آنچه از نقدينه و اموال غارت شده بود ، قدرى به حضور نادر شاه آوردند ، ولى بيشتر اموال در ميان آتش تلف شد . در بيشتر خانههاى هندوها كه يك نفر از آنها زنده مانده بود ، سى الى چهل نعش رويهم گذاشته آتش مىزدند . در كوچهها نيز همين قاعده معمول مىشد ، باوجوداين به قدرى نعش ماند كه تا مدتى عبور از كوچهها ممكن نبود . وقتى كه قتل شروع شد آنهائى كه اسباب فتنه شده بودند در يك طرفة العين غايب شدند و دكاندارهاى بىگناه و اهل بازار و خانوادههاى محترم را به قهر و قتالى قزلباش مبتلا كردند ، بعضى اشخاص از ترس ناموس نه تنها زنهاى خود را كشتند ، بلكه خودشانرا هم تلف كردند . يكى از اين بيچارهها مخصوصا وقتى [ كه ] ديد سربازها به خانهء او نزديك شدند ، بيست نفر از زنان خانوادهء خود را آتش زد و هر دقيقه منتظر بود كه داخل خانه شوند و او را بكشند ، برحسب اتفاق از آنخانه گذشتند ولى بيچاره از يأس بطورى عقل از سرش رفته بود كه بيرون رفت به سربازها ملتجى شد و آنها را برگردانيده ، راه خانهء خود را به آنها نشان داد و گفت : در اينجا نقدينه و اموال زياد هست . آنها هم بعد از آنكه خانهء او را غارت كردند ، او را نكشتند و پى كار خود رفتند ، بيچاره بقدرى مستأصل شده بود كه خود را از جان خلاص كرد . جمعى كثير بخصوص زنها و بچهها ، خود را در خانهها سوزانيدند .
روز دوشنبه دوازدهم ، به موجب حكم نادر شاه اسرا ، بخصوص زنها را به خانههاى خود برگردانيدند ، ولى با چشمهاى پر از اشك و در حالتى كه نمىتوان بيان كرد . ذكر
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 120
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص١٢٠