آن قبيح است .
روز سهشنبه سيزدهم قسمتى از قشون را ، كه نادر شاه مأمور كرده بود توپهاى سراى روح الله خان را به تصرف درآوردند ، اهالى به اتفاق مغولها ، كه اغلب مغول تاتار بودند ، محصور كردند . دستهء ديگر از قشون به امداد فرستاده شد ، پنج الى شش هزار نفر از اهالى را كشتند و سيصد نفر از اهل توپخانه را ، با مينباشيها و صاحبمنصبان ، دستبسته آوردند . به سيد فولاد خان امروز خلعت مرحمت شد و به منصب كوتوالى قلعه مفتخر گرديد ، با طبل اعلام شد كه تمام مردم به كار خود مشغول شوند و از قشون وحشتى نداشته باشند . دستهء از قشون مأمور حفظ انبارهاى غله پهركنج شد ، انبارها را مهر كرده و قراول بر آنها گماشتند . اموال سعادتخان ضبط شد . نظام الملك و قمر الدين خان مبلغى نقد و بعضى اشياء كه صورت تفصيل آن را داده بودند ، پيشكش كردند و در سياههء پيشكش نوشته شد . اموال خان دوران و مظفر خان نيز ضبط گرديد ، جواهرات و نقدينه و ساير اموال خان دوران ، بهغير آنچه در اردو داشت ، معادل هفت كرور نيم تومان بيشتر نشد ولى اموال مظفر خان قريب سى كرور تومان بود .
امروز به حكم نادر شاه ، قراول در اطراف شهر و كنارهء رودخانه و ميدانى كه در مقابل قلعه بود گماشته و قدغن كردند كه كسى بىاجازه از شهر خارج نشود ، ولى كسى را از دخول ممانعت ننمايند .
اشخاصى را كه از سراى روح اللّه خان دستبسته آورده بودند سر بريده ، بر روى رملهاى كنار رودخانه انداختند .
روز چهارشنبهء چهاردهم ، جمعى از فقرا مىخواستند از شهر بيرون رفته و به گدائى در اطراف گردش نمايند ، قراولان آنها را گرفته گوش و بينى آنها را بريده و معاودتشان دادند .
روز پنجشنبه پانزدهم ، چون عده كثيرى نعش در اطراف قلعه و بازارها و جاهاى ديگر افتاده و تعفن كرده بودند ، هركس را در كوچه ديدند مجبور كرده و به بيرون بردن نعشها واداشتند ، بعضى از نعشها را طناب به پا بسته به بيرون شهر كشيدند ، بعضى
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص١٢١