ملامتى را ، كه نادر شاه در ملاقات اول به محمد شاه كرده بود ، تكرار نمود [ و ] به او گفت : گذشته را بايد فراموش كرد ، حالا پادشاه ما پول مىخواهد ، به هروسيله [ اى كه ] هست بايد پول جمع كنيد و بواسطهء تأخير ، خود را بيش ازين مبتلا ننمائيد .
سربلند خان در جواب گفت : البته از هرجا كه پول ممكن شود جمع خواهيم كرد .
طهماسب خان از او سؤال كرد كه آيا شما خودتان پول داريد ؟ سربلند خان گفت : اگر من پول مىداشتم ، براى شما به قندهار مىفرستادم و نمىگذاشتم زحمت آمدن به اينجا را بكشيد . خلاصه ، از آنچه در اين مجلس گذشت معلوم شد كه نادر شاه ، بعد از غلبه و استقرار قوّت خود ، بهعلاوه جواهرات و طلاآلات مرصع و ساير اشياء نفيسه ، كه از مال پادشاه و امرا ضبط شده بود ، صد و پنجاه كرور تومان از نظام الملك خواسته بود ، كه به هرطور هست از خزانه پادشاه و اموال خودش و امراء و ساير مردمان متمول و اهالى شهر جمعآورى نمايد . اين مبلغ از خزانهء پادشاه و اموال امراء موجود نمىشد ، زيرا كه در خزانه از مسكوك طلا و نقره بيش از بيست و دو كرور و نيم تومان نبود ، ولى در زمينههاى داخل خزانه ، كه سالهاى سال ممهور بود و كسى نمىدانست كه آنها را مهر كرده و چه در آنهاست ، از طلا و نقره بيش از آنچه [ كه ] در خزانه بود يافت شد .
نظام الملك قريب يازده كرور تومان جواهر و نقد و ساير اشياء پيشكش كرد .
قمر الدين خان هم همينقدر تقديم نمود . سعادتخان سابقا قرار داده بود هفت كرور و نيم تومان بدهد ، ولى بيش از دو كرور و صد و بيست و پنجهزار تومان نتوانست حاضر كند و آنچه از آن بقيه غارت براى او باقىمانده بود ، بيش ازين نبود ، وعده كرد كه بقيه را از ايالت خود بخواهد . سربلند خان به واسطهء بىچيزى كه داشت از اين تقسيم معاف شد . بيست و دو كرور نيم تومان مقرر شد ، كه از بعضى منصبدارها و متصديان و صاحبمنصبان و متمولين اهالى ، هريك نسبت به حال خود ، تقسيم كرده بگيرند .
سابقا جمعكردن پول به عهدهء سعادتخان بود ، بعد از مردن او و قتل و غارت شهر ، اين امر به مراقبت سربلند خان و ساير امراء ، كه در آن مجلس حاضر بودند ، محول گرديد
ايران در زمان نادرشاه ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: على اصغر عبد اللهى
ص١٢٣