واجب تخييري است بنابر أقوى ، ومجتهد بودن امام جمعه لازم نيست ، وهم چنين مأذون بودن
از مجتهد شرط نيست ، بلكه مأمومين اختيار دارند كه اقتداء كنند به امامي كه عادل وداراى
شرائط امامت باشد . بلى ، بهتر اين است كه با وجود أفضل وأكمل وأورع وأرجح ، أو را اختيار
كنند . وجايز نيست در كمتر از يك فرسخ اقامه جمعتين ، بلكه اگر خواسته باشند اقامه جمعه
نمايند بايد با هم مجتمع شوند ، يا از يك ديگر دور شوند به مقدار فرسخ . واگر احدى الطائفين
به جهت ادراك فضيلت جمعه مبادرت كردند به اقامه جمعه صحيحه ، جايز نيست كه فرقه
ديگر در كمتر از يك فرسخ ثانيا اقامه نمايند ، بلكه باطل است . واگر هر يك بدون اطلاع به
ديگر [ ى ] مبادرت كردند هر يك اسبق است صحيح است ، وديگرى باطل . ومناط ، اسبقيت
در تكبيرة الاحرام است ، پس هر يك در آن اسبق باشند نماز أو صحيح است وديگرى باطل
است ، بلكه اگر حين الشروع علم داشته باشد كه جمعه ديگر منعقد مىشود جواز مبادرت
بدون احراز اسبق بودن خودش ، خلاف احتياط است وبعضي حرام مىدانند ، بلكه بعضي از
علماء حرام دانسته اند مبادرت به نماز را با علم به اين كه جمعه صحيحه واقع خواهد شد اگر
چه لاحق باشد . وچون معلوم است كه مقصود درك فضيلت وثواب جمعه وعبادت وبندگى
خداوند عالم است مناسب است كه در اين باب منازعه ومشاجره ننمايند ، بلكه بايد با هم
متفق شوند وهر يك از دو نفر كه أفضل وأورع واتقى است أو را مقدم دارند . حيف است كه
مؤمني كه مىخواهد بندگى خدا كند به جهت تحصيل رضا وقرب به أو در مقام معارضه با
مؤمن ديگر باشد . اميدوارم كه خداوند به حق أئمة طاهرين صلوات الله عليهم أجمعين همه را
موفق بدارد . البتة ملاحظه مرجحات ورع وتقوى وسيادت واسن بودن ونحو اينها كرده .
أرجح را مقدم خواهند داشت . ( وفقنا الله وإياهم لما يحب ويرضى ) .
سؤال 145 : از عبارت تذكره ظاهر مىشود كه عدالت مانع است از اين كه كسى به قصد
ابطال نماز جمعه راتب در بلدي كمتر از مسافت معينه بين الجمعتين نماز جمعه ديگر قائم
كند 1 ، پس آيا مختار علامه قبول است ، يا نه ؟ وچنين كسى عادل است ، يا نه ؟
جواب : اگر معلوم باشد كه قصد أو از نماز درك فضيلت وثواب آن نيست بلكه غرضى
هامش
1 . تذكرة الفقهاء ج 1 ، ص 150 .