تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
كه در فلان بلد به فلان بدهد . سيم اين كه قرض بدهد وشرط كند بلد ديگر را ، در صورتي كه تفاوت قيمت يا رغبتي در ميان نباشد . بلكه غرض مجرد ايصال مال به آن مكان باشد ( كما هو الغالب ) . چنانچه اشاره شد كه شرطي كه جر نفع از براي مقرض نكند مانعى ندارد .
سؤال 414 : شخصي ، گندم صافي قرض گرفت . گندمى كه در عوض مىدهد ، قدرى خاك دارد ، مثلا ، به قدر خاك اگر گندم زياد نمايد ، ضرر دارد يا نه ؟ جواب : ضرر ندارد . بلكه اگر شرط كند از أول كه گندمى كه مىدهى اگر صاف نيست ، به مقدار خاك در آن گندم زياد كن ، هم ضرر ندارد . اگر چه آن خاك بسيار كم ومما يتسامح به باشد . چرا كه برگشت آن به عدم مسامحه ومداقه در امر مىشود . واين را زياد حساب نمىكنند . پس اين شرط ، شرط زيادة نيست . بلى ، در باب بيع اگر أحد طرفين خالص باشد وطرف ديگرى قدرى خاك كه منافاة با صدق مساواة ندارد ، اگر به اندازه آن خاك بر آن از گندم زيادة كنند ، صحت آن محل اشكال است . چرا كه مناط مساواة است . وبدون زيادة صادق است وبا آن زيادة خارج از صدق مساواة مىشود اگر چه خالص هر دو مساوى است ( فتأمل ) .
سؤال 415 : در معاوضه قران قديم با قران جديد يا أجد ، بواسطة احتمال زيادة اشكالى هست يا نه ؟ وآيا زيادة كه عرف در آن مسامحه مىكند ، مضر است يا نه ؟ وبر تقدير اشكال ، اگر ذمه شخص مشغول باشد به نيم قران قديم مثلا ، يك قران جديد بدهد وآن شخص دائن ، نيم قرانى جديد يا قديم به أو رد نمايد ، ضرر دارد يا نه ؟ وهكذا يك قران مديون است . دو قران جديد مىدهد وآن شخص يك قران عتيق رد مىكند . وبر تقدير اشكال در اين گونه موارد ، اگر هر يك از طرفين ، زيادة محتمله يا معلومه را تحليل نمايد به بدل يا نحو آن واز جهت نقيصه ابراء نمايد ، معامله صحيح مىشود يا نه ؟ جواب : بلى ، معامله مذكوره مشكل است . چون شرط است در صورت اتحاد جنس ، مساواة در مقدار . پس با عدم احراز آن ، معامله محكوم به بطلان است ، لأصالة عدم ترتب الأثر بعد الشك في تحقق الشرط . بلى ، اگر معامله را كرده اند وبعد معلوم شد مساواة ،