تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
ورثته ؟ وكذلك سلامة البيوت عن الحريق وأمثاله ، أفدنا بالجواب ولك الاجر . جواب : هذه المعاملة أيضا فاسدة وليست بشرعية . نعم يجوز التصرف في المال المأخوذ على فرض الموت من طرف رضا صاحبه بالتصرف فيه ولو مع فساد المعاملة . وبالجملة المعاملة المذكورة ليس لها جهة شرعية ، بل محرمة أيضا ان كان بقصد المشروعية . ( والله العالم )
سؤال 314 : هر گاه در بيع معين نكنند پول را كه از چه جنس وچه نوع باشد مثل آن كه بگويد : " بعتك بعشر توأمين " با فرض اين كه تومان عبارت است از مقدار ده قران ، اگر چه روپيه بدهد يا مجيدي بدهد مثلا آيا اين بيع صحيح است يا نه ؟ جواب : هر گاه منصرف اليه داشته باشد كه اطلاق ، منصرف به آن شود ، صحيح است . به شرط اين كه هر دو بدانند انصراف را ، والا مشكل است . بلى هر گاه در رغبات أهل معامله متساوي باشند ، بعيد نيست صحت ، چنانچه در جواهر بعد از نقل از بعضي 1 فرموده است : " القول به لا يخلو عن قوة " ومع ذلك ، مشكل است . چون ظاهر كلمات علماء اتفاق است بر اشتراط معلوميت جنس عوضين ، ودر نظر عرف بعيد نيست كه مجيدي وقران ، دو جنس محسوب باشند . وإن ضايقت فلنمثل بما إذا أعطى من الذهب ما يعادل عشر توأمين . وأيضا لازم مطلب مذكور اين است كه هر گاه بگويد : " بعتك منا من الطعام " با فرض اين كه گندم وجو وبرنج به يك قيمت باشند ، ودر رغبات هم تفاوت نداشته باشند ، صحيح باشد . وهم چنين در نظائر مفروض ، مع أنه لا يمكن الالتزام به ، للاجماع الظاهر من كلماتهم .
سؤال 315 : معاملات قبضى وخطابي بواسطة دلال به اين كه اجراء صيغه نمىشود ومعاملات هم نمىشود ، چه صورت دارد ؟ وشرط نزول از أحد طرفين يا هر دو طرف ، با تعيين زمان ومقدار نزول ، صحيح است يا نه ؟ وبر فرض فساد ، مفسد است يا نه ؟ جواب : به مجرد اين مراضات قبضى ، معامله محقق نمىشود . ومعاطات هم حاصل نشده
هامش
1 . جواهر ، ج 23 ، ص 184 ، آنچه صاحب جواهر از " بعضي " نقل كرده اين است كه اگر پولهاى مختلف از لحاظ ارزش مالي يكسان باشند ، بيع صحيح است هر چند افراد به حسب رغبت متفاوت باشند .