سؤال 283 : اين سنه هائى كه بيع روغن مىگذارند وصيغه مىخوانند ، ملاحظهء تومانى
پنج شاهى مىكنند وهمان منفعت را كه صيغه مىخوانند از ذمه مديون به دائن به عوض پنج
مثقال نبات معين وبعد جزء وجه به قرضى مىكنند تا مدت معينى بدهد فسخ كند اين شبهه دارد
يا خير 1
جواب : بلى به يكى از دو وجه مانعى ندارد : أول اين كه مقدارى از روغن مىفروشد ، بدون
شرط ، به مقدارى معين از پول وبعد مصالحه مىكند آن قدر كه مىخواهد ربح بدهد به
مشترى بلا عوض يا به عوض جزئي مثل پنج مثقال نبات ، ودر ضمن اين مصالحه شرط مىكند
كه هر گاه مجموع عوض را إلى مدت كذا رد كرد به سوى مشترى ، قادر بر فسخ بيع روغن باشد
والا فلا . وبنابر اين اگر رد نكرد وبيع لازم شد عوض مصالحه را هم بايد بدهد ، مگر اين كه
شرط كند اگر عوضين را رد نكرد ، قادر بر فسخ مصالحه باشد . وجه دوم آن كه يك من روغن
مثلا بفروشد به دو تومان به شرط خيار فسخ از براي أو تا مدت يك سال ، اگر آن دو تومان را
رد كند با پنج قران مجانا . والا بيع ، لازم باشد . واين ربا نيست . چون شرط شده است آن پنج
قران ربح در ضمن بيع .
سؤال 284 : يك عقد مصالحه كه فائده چند عقد را مثل بيع واجاره وابراء مثلا بدهد ،
صحيح است يا نه ؟ مثل اين كه بعد از تعيين بگويد : " صالحتك على الدار المعلومة ومنافع
الدكان المرقوم واسقاط حقوقك منى بكذا "
جواب : مانعى ندارد . وضرر ندارد كه از براي مجموع ، يك عوض قرار بدهد كه مقسط
شود بر همه . ومعلوم نبودن حصه هر يك از عوض هم ضرر ندارد . بلكه اگر جمع كند ما بين
بيع واجاره به صيغه واحده وعوض واحد نيز على الظاهر صحيح است . مثل اين كه بگويد
" بعتك الدار وآجرتك الدكان بكذا " وأو بگويد : " قبلت "
وعدم معلوميت ثمن در بيع وعوض در اجاره ، مضر نيست . چون مناط ، معلوميت مقدار
عوض مجموع است . نظير اين كه بفروشد مال خود ومال غير را به صيغه واحده وعوض واحد ،
هامش
1 . سؤال خالى از اغلاق نيست ولى از پاسخ مرحوم سيد ، مقصد از آن فهميده مىشود .