تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
ترجيح الثاني . واگر از براي آن درخت فرخى 1 شود نيز مال بايع است وحق الابقاء آن نيز دارد ما دام كه خود درخت باقي است . واگر خشك شود وفرخ بماند اظهر بقاء حق است نيز ، اگر چه بي اشكال نيست . چون درخت ديگر محسوب است وحكم تبعيت زائل شده است .
سؤال 257 : بايع خيارى حق خيار خود را مصالحه كند به شخصي به مبلغ معينى ودر مصالحه شرط نمايد كه مصالح له در زمان خيار ، رد ثمن از مال خود نموده فسخ نمايد براي خودش . آيا صحيح است ومال أو مىشود يا خير ؟ جواب : بلى به رد مثل ثمن ، مال مصالح له مىشود . واشكال به اين كه مقتضاى فسخ ، انتقال هر يك از عوضين است به مالك سابق ، مدفوع است به منع أولا ، وثانيا ظاهر اخبار بيع به شرط 2 ، اين است كه سلطنت داشته باشد بر تملك ، بعد از رد مثل ثمن . واين معنى غير فسخ است هر چند مستلزم آن است . پس مجعول أولى تملك است نه فسخ ، چنان كه در شرط خيار فسخ ، مجعول أولى فسخ وحل عقد است وتملك ، لازم آن است به عكس آنچه ذكر شد . وثالثا منافاة ندارد كه به فسخ ، ارجاع كند به مصالح وبعد تملك كند . چون مشروط ، فسخ مطلق نيست بلكه فسخ وتملك است واين مانعى ندارد . ودعوى اين كه ثمن مردود بايد از مال بايع باشد ، مدفوع است به منع اعتبار اين خصوصيت . ولذا وارث مىتواند در صورت موت مورث ، از مال خود رد مثل ثمن كرده مبيع را تملك كند .
سؤال 258 : زيد بر عمرو به غير مبايعه مثل اجاره ونحو آن قدرى غله مستحق شود وبعد از حلول اجل ، آن را بر من عليه بفروشد به قيمتي تا مدتي معين ، صحيح است يا نه ؟ جواب : اين معامله دو جهت دارد : يكى اين كه بيع طعام است قبل از قبض . واين ضرر ندارد چون مفروض اين است كه به غير مبايعه مالك شده است با اين كه در اين مسأله أقوى كراهت است هر چند اجتناب ، أحوط است .
هامش
1 . فرخ به معناى نهال كوچكى است كه از ريشه درخت در كنار آن مىرويد ( المنجد ) 2 . وسائل ، ج 12 ، باب 7 و 8 از أبواب خيار ، ص 355 .
سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 151 | السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي / السيد مصطفى محقق داماد