تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
حج ، بدون تفصيل ما بين اين كه ديان مطالب باشد ، يا نه ، ودين حال باشد ، يا مؤجل ، بلكه مقتضاى اطلاق آنها عدم فرق است ما بين صورت استقرار حج در ذمه ، وعدم آن . وأيضا در حج مستثنيات دين ملاحظه نمىشود بعد از استقرار آن . وأيضا اكتساب از براي حج مستقر ، واجب است بلا اشكال ، واز براي أداء دين واجب نيست على المشهور ، اگر چه أحوط است . حاصل اين كه از براي حج نيز جهت ترجيح هست . پس در مسأله سه احتمال است كه سوم تخيير بين الامرين باشد . اينها همه ، در صورت استقرار حج ، حال بودن دين ، ومطالب بودن ديان است ، با فرض اين كه ارضاء أو به وجهي از وجوه ممكن نباشد . وبر فرض تقديم دين ، اگر عصيان كند وبه حج رود حج أو صحيح است .
سؤال 221 : هر گاه كسى حج بر أو واجب ومستقر شد ونرفت ، حال به سبب ضعف وپيرى وناخوشى مزاج وزحمت راه وشدائدى كه در آن است شاق است تحمل آن ، آيا مىتواند نايب بگيرد ، يا نه ؟ وهر گاه نائب گرفت وبعد متمكن شد مجزى است ، يا نه ؟ واگر وفات كرد ثانيا بايد نائب بگيرد ، يا نه ؟ وهر گاه حج را تأخير انداخت به خيال آن كه خودش مبتلاى نوكرى حكام جور است ، واگر برود وبرگردد باز مبتلاى أمور غير مشروعه خواهد شد ، آيا اين قسم تأخير جايز است ، يا خير ؟ جواب : در صورت استقرار وجوب هر گاه تأخير انداخت وحال متمكن نيست ، يا خوف ضرر دارد ، يا حرجى است كه تحمل آن بسيار صعب است ، واجب است نائب گرفتن . وهر گاه بعد متمكن شد وعذر أو زائل شد ، ثانيا واجب است برود بنابر مشهور . واگر نرفت واجب است بعد از فوت أو نائب بگيرند ، لكن كفايت آن خالى از قوت نيست . بلى ، هر گاه متمكن نشد وفوت شد واجب نيست نائب گرفتن . اينها در صورتي است كه رجاء زوال عذر نداشته باشد ، والا واجب نيست . بلى ، مستحب است نائب گرفتن ، بلكه أحوط است ، ولكن اين مجزى از حجة الاسلام نيست ، بلكه بعد از فوت أو واجب است نائب گرفتن . وأما هر گاه حج بر أو مستقر نشده باشد وجوب استنابه معلوم نيست ، هر چند احتياط شديد در نائب گرفتن است ، بلكه خالى از قوت نيست به شرط عدم رجاء زوال عذر . وهر گاه
سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 134 | السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي / السيد مصطفى محقق داماد