تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
بود ، رعايت نكردند ، زيرا خدا مقرر فرموده كه آنچه نسبت بمؤمنين در حال زنده بودنشان حرام است در حال مرده بودن آنها هم حرامست ، به خدا اى عايشه ! اگر دفن كردن حسن نزد پدرش رسول خدا ( ص ) كه تو آن را نميخواهى ، از نظر ما خدا آن را جايز كرده بود ، ميفهميدى كه او برغم انف تو در آنجا دفن ميشد ( ولى افسوس كه كلنگ زدن نزد گوش پيغمبر از نظر ما جايز نيست ) سپس محمد بن حنفيه رشته سخن بدست گرفت و فرمود : اى عايشه ! يك روز بر استر مينشينى و يك روز ( در جنگ جمل ) بر شتر مينشينى ؟ ! تو به علت دشمنى و عداوتى كه با بنى هاشم دارى ، نه مالك نفس خودت هستى و نه در زمين قرار ميگيرى ، ( در صورتى كه خدا ميفرمايد : نفس ببدى فرمان ميدهد - 53 يوسف « و بزنان پيغمبر ميفرمايد : در خانه خود بنشينيد 33 - احزاب ) . عايشه رو به او كرد و گفت : پسر حنفيه ! اينها فرزندان فاطمه‌اند كه سخن ميگويند ، ديگر تو چه ميگوئى ؟ ! حسين عليه السلام به او فرمود : محمد را از بنى فاطمه بكجا دور ميكنى ، به خدا كه او زاده سه فاطمه است : 1 - فاطمه دختر عمران بن عائذ بن عمرو بن مخزوم ( مادر ابو طالب ) 2 - فاطمه بنت اسد بن هاشم ( مادر امير المؤمنين عليه السلام ) 3 - فاطمه دختر زائدة بن اصم بن رواحة بن حجر بن عبد معيص بن عامر ( مادر عبد المطلب ) عايشه به امام حسين عليه السلام گفت : پسر خود را دور كنيد و ببريدش كه شما مردمى دشمنى خواهيد ، پس حسين عليه السلام بجانب قبر مادرش رفت و جنازه او را بيرون آورد و در بقيع دفن كرد .

اشاره و نص بر على بن الحسين صلوات الله عليهما

1 - ابى جارود ( كه نامش زياد است ) گويد : امام باقر عليه السلام فرمود : چون هنگام شهادت