خونى ، اگر ( ابن ملجم را ) ببخشى حق دارى و اگر بكشى ، بجاى يك ضربت فقط يك ضربت بزن و كار ناروا مكن .
6 - يكى از اصحاب گويد : چون امير المؤمنين عليه السلام ضربت خورد ، عيادتكنندگان گردش را گرفتند ، به حضرت عرض شد : اى امير مؤمنان ! وصيت نما ، فرمود : براى من متكائى گذاريد ( تا بتوانم بنشينم و با شما سخن گويم ) سپس فرمود : سپاس خدا را به اندازه شايستگيش ، همه از فرمانش پيروىكنندهايم ، چنان كه دوست دارد ، او را ميستايم ، و شايسته پرستشى جز خداى يگانه يكتاى بىنياز نيست ، چنان كه خود را ( در سوره توحيد ) نسبت داده است .
اى مردم هر شخصى از آنچه مىگريزد ، در حالت گريزش به آن مىخورد ، ( انسان ميخواهد از مرگ بگريزد ، ولى گريز از مرگ همان استقبال از مرگست زيرا در حال گريز هم از عمرش كم مىشود و از نيرويش كاسته ميگردد و معالجات پزشكان حاذق برعكس نتيجه ميدهد .
از قضا سركنگبين صفر افزود
روغن بادام خشكى مينمود )
مدت زندگى ميدان راندن جانست بسوى أجل ( مانند مركبى كه مسافت معينى را بدون توقف ميپيمايد ، مركب جان انسان هم در ميدان مدت عمرش بدون توقف حركت مىكند و بمقصدى كه مرگست ميرسد ) گريز از مرگ ، در آمدن و رسيدن بمرگست ، چقدر از روزها را گذراندم و از نهان اين امر كنجكاوى نمودم ، و خدا جز پنهان داشتن آن را نخواست ، هيهات ؟ علمى است نهان و پوشيده .
اما وصيت من اينست كه چيزى را براى خداى - جل ثناؤه - شريك نگيريد و سنت محمد ( ص ) را ضايع نكنيد ( احكام و دستورهاى پيغمبر را ترك نكنيد ) اين دو ستون را ( كه يكتا دانستن خدا و عمل بدستورهاى پيغمبر است ) به پا داريد ، و اين دو چراغ را روشن نگهداريد ، تا زمانى كه پراكنده نشويد از سرزنش بر كنار باشيد ، خدا هر كس را به اندازه توانائيش تكليف كرده و بر نادانان سبك گرفته ( زيرا توبه كسانى را كه از روى نادانى مرتكب گناه شوند ، قبول دانسته ) شما پروردگارى مهربان ، پيشوائى دانا و دينى محكم داريد ، من ديروز همدم شما بودم و امروز براى شما درس پند و عبرتم ( تا بدانيد اين بستر مرگ براى همه شما گسترده مىشود ) و فردا از شما جدا ميشوم . اگر جاى پا در اين لغزشگاه دنيا استوار