تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
5 - سپس فرمود : « و زمانى كه در باره دختر زنده بگور رفته بازخواست شود كه بچه گناهى كشته شد ؟ - 8 و 9 سوره 82 - » خدا ميفرمايد در باره مودت و دوستى كه فضيلت آن را بر شما نازل كردم از شما بازخواست ميكنم و آن مودت خويشاوندان پيغمبر است كه ايشان را بچه گناه كشتيد ؟ 6 - و باز خدا - جل ذكره - فرمود : « اگر نميدانيد از اهل ذكر بپرسيد ، - 43 سوره 16 - » فرمايد قرآن ذكر است و اهل قرآن آل محمدند عليهم السلام كه خداى عز و جل مردم را بسؤال از ايشان امر كرده است ، و مردم بسؤال از جهال و نادانان دستور ندارند ، و خداى عز و جل قرآن را ذكر ناميده ، در آنجا كه فرمايد : « ما ذكر را به تو نازل كرديم تا براى مردم آنچه نازل شده بيان كنى شايد انديشه كنند - 44 سوره 16 - » و باز فرمود ، قرآن براى تو و قوم تو ذكر است و در آينده باز خواست شويد - 43 سوره 43 - » . 7 - و خداى - عز و جل - فرمود : خدا را فرمان بريد و پيغمبر و صاحبان امر از خودتان را فرمان بريد - 59 سورهء 4 - « 8 - و فرمود : « و اگر آن را ( به خدا و ) رسول و صاحبان امر از خود ارجاع دهند ، كسانى كه از آنها اهل استنباطند ، بدانند ، پس مقصود از ارجاع امر ، ارجاع امر مردم است به صاحبان امر از آنها كه خدا مردم را باطاعت از ايشان و رجوع بايشان دستور داده است . و چون رسول خدا صلَّى الله عليه و آله از حجة الوداع بازگشت ، جبرئيل عليه السلام بر او نازل شد و گفت : « اى پيغمبر ؟ آنچه از پروردگارت به تو نازل شده ابلاغ كن ، و اگر نكنى رسالت او را نرسانيده ئى ، خدا ترا از شر مردم نگه مىدارد ، همانا خدا كافران را هدايت نميكند - 69 سورهء 5 - » پيغمبر مردم را فرياد زد ، تا گرد آمدند و دستور داد تا خارهاى بوته هاى خار را تراشيدند ( تا بتوان روى آنها نشست و ايستاد ) .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 58 | الشيخ الكليني / سيد هاشم رسولي محلاتى