بعقيده ما تنها باعث زمخشرى بر نوشتن چنين جمله اى همان بغض و عداوت مكنونى است كه نسبت بعلى بن ابى طالب عليه السلام در نهاد هر سنى نهفته است و گاه و بيگاه از گوشه و كنار قلم و زبان آنها بىاختيار بيرون ميجهد تا باطن و سريرهء آنها بناچار ظاهر گردد و حقايق براى مردم كنجكاو و حق جو آشكار شود ، چنانچه خود مولاى متقيان امير المؤمنين على عليه السلام مىفرمايد : ما أضمر أحد شيئا الا و قد يظهر في فلتات لسانه و صفحات وجهه « هيچ كس چيزى در دل پنهان نكند ، جز اينكه گاهى در سخنانى كه از دهانش مىپرد يا در تابلو رخسارش هويدا ميگردد » درست است كه زمخشرى از لحاظ عقيده با شيعه و روافض مخالفست و براى اظهار عقيده خود بايد با ايشان مخالفت كند ، اما چرا نسبت بعلى بن ابى طالب كه خودش او را خليفه و امام مىداند چنين جسارتى اگر چه بنحو قضيه شرطيه است مىكند ، آيا او در تمام نوشتجاتش نسبت بخلفاء ديگر چنين سخنى گفته است ؟ ! !
4 - امام صادق عليه السلام فرمايد : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله در مرض وفات خود فرمود : دوستم را نزد من حاضر كنيد ، آن دو زن ( حفصه و عايشه ) بدنبال پدران خود فرستادند ، چون نظر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بر آنها افتاد ، رو بگردانيد و فرمود : دوستم را نزد من حاضر كنيد پس بدنبال على فرستادند ، چون ديدارش بعلى افتاد ، به او متوجه شد و حديثش گفت . و چون على بيرون آمد ، آن دو نفر ( ابو بكر ) و عمر را ملاقات كرد ، به او گفتند : دوستت به تو چه حديث كرد ؟ فرمود : هزار باب به من حديث كرد كه هر بابى مفتاح هزار بابست .
5 - امام باقر عليه السلام فرمود : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بعلى هزار حرف آموخت كه از هر حرفى هزار حرف گشوده گشت .
6 - ابو بصير گويد امام صادق عليه السلام فرمود : در گوشهء دسته شمشير پيغمبر صلَّى الله عليه و آله دفترچه ئى بود ، به امام صادق عليه السلام عرضكردم : در آن دفترچه ، چه نوشته بود ؟ فرمود حروف بود كه
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦١