كرد : پروردگارا ! عرب مردمى خشنند ، در ميان ايشان كتابى نبوده و براى آنها پيغمبرى مبعوث نگشته و بفضيلت و شرف پيغمبران آگاه نيستند ، اگر من فضيلت اهل بيتم را به آنها بگويم ، ايمان نمىآورند ، پس پس خداى جل ذكره - فرمود : « غم آنها را مخور - 127 سوره 16 - و بگو سلام شما در آينده ميدانيد 89 سوره 43 - » پيغمبر اندكى از فضيلت وصيش تذكر داد ، و در دلها نفاق افتاد : رسول خدا صلَّى الله - عليه و آله آن نفاق و گفتار ايشان بدانست ، خداى - جل ذكره - فرمود : اى محمد ! « محققا ما ميدانيم كه تو سينه ات از آنچه ميگويند تنگ مىشود - 97 سوره 15 - » ايشان ترا تكذيب نميكنند بلكه ستمگران آيات خدا را انكار ميكنند - 33 سورهء 6 « يعنى بلكه بدون اينكه دليلى داشته باشند انكار ميكنند .
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله ايشان را الفت ميداد و بعضى را ياور بعضى ديگر ميساخت و هميشه چيزى از فضيلت وصيش را به آنها گوشزد ميكرد ، تا آنكه اين سوره ( انشراح ) نازل شد و پيغمبر زمانى كه از مرگ خود آگاه شد و گزارش آن را شنيد ، بر آنها احتجاج كرد ، و خداى - جل ذكره - فرموده : « چون فراغ يافتى در عبادت كوش [ نصب كن ] و بسوى پروردگارت راغب شو - 7 و 8 سوره انشراح - » ميفرمايد :
چون ( از تبليغ رسالت ) فراغ يافتى پرچم و نشانه ات ( يعنى على عليه السلام ) را نصب كن و وصيتت را آشكار نما پيغمبر هم ( در روز غدير ) فضيلت على عليه السلام را آشكارا اعلام كرد . و فرمود : هر كس من مولاى او هستم على مولاى او است ، خدايا دوست او را دوست بدار و دشمن او را دشمن - تا سه مرتبه - .
و باز ( در جنگ خيبر بعد از آنكه چند تن را پرچمدار كرد و نتوانستند فتح كنند ) فرمود : همانا مردى را اعزام كنم كه او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را ، او فراركننده نيست - با اين جمله پيغمبر صلَّى الله عليه و آله گوشه مىزند به كسى كه ( از در قلعه خيبر ) برگشت ، او اصحابش را ترسو ميشمرد
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 56
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٦