نظام الملك رفت . پس از خروج وى از مدينه ، محيط علوى به نام خليفه وقت فاطمى ، مستنصر ، خطبه خواند . « 1 » رفتن حسين بن مُهنا به خراسان بدين معنا بود كه او براى بازگشت به قدرت ، از سلاجقه يارى طلبيد و اين نكته ، گستردگى دامنهء نفوذ سلجوقيان تا مدينهء منوّره را آشكار مىسازد .
در مكه نيز خطبه خواندن به نام سلجوقيان و عباسيان ، مدت زيادى ادامه نيافت ؛ زيرا چندى بعد در رمضان سال 470 / 1077 بار ديگر نام مستنصر در خطبه ذكر گرديد و نفوذ فاطميان برقرار شد . مدتى پيش از آن ، هيأتى كه شريف به بغداد فرستاده بود ، به مكه بازگشت و منبر بسيار زيبايى را كه از چوبى مرغوب و بسيار زيبا در بغداد ساخته و براى آن يك هزار دينار هزينه شده بود ، به همراه خود آوردند تا در مسجد الحرام قرار دهند .
اين منبر را فخرالدوله بن جهير ، وزير عباسيان ، در منزل خويش ساخته و با طلاى خالص روى آن نوشته بود : « لا إله الا اللَّه ، محمد رسول اللَّه ، الامام المتقدى بامر اللَّه امير المؤمنين ، مما أمر بعمله محمد بن محمد بن جهير » .
اين منبر زمانى به مكه رسيد كه شريف مكه نام عباسيان را از خطبه انداخت و نام خليفهء فاطمى را جايگزين كرده بود . منبر هم شكسته و به خاطر آن كه نام عباسيان روى آن بود ، سوزانده شد . « 2 »
بدين ترتيب مىتوان گفت كه امراى حجاز ، رقابت ميان دولت
هامش
( 1 ) . ابن جوزى ، منتظم ، ج 8 ، ص 304 ؛ سبط بن جوزى ، مرآة ، ص 180 ؛ ابن تغرىبردى ، النجوم ، ج 5 ، ص 304 ؛ مناوى ، الوزاره ، ص 211
( 2 ) . ابن جوزى ، منتظم ، ج 8 ، ص 312 - 311 ؛ سبط بن جوزى ، مرآة ، ص 193 ؛ ابن كثير ، البدايه ، ج 2 ، ص 118 - 117 ؛ رفت ، مرآة الحرمين ، ج 1 ، ص 253 ؛ مناوى ، الوزاره ، ص 212 - 211