هدف وى آن بود كه بتواند خواستههاى شخصى خود را محقق سازد و نشان دهد كه اين كار ، براى تثبيت حاكميت آنان بهتر است . وى به منظور تحقق اين اهداف ، واقعيتهاى موجود را براى آنان تشريح كرد و آنان را با خواستههاى سلجوقيان آشنا نمود و خطرى را كه از جانب سلجوقيان حجاز را تهديد مىكرد ، از يكسو ؛ و منافع مادى تبعيت از آنان را از سوى ديگر به آنان يادآور شد ، چرا كه سلاجقه و عباسيان اموال فراوانى براى وى ارسال كرده بودند . « 1 »
در اين ميان ، بايد به نقشى كه برخى از شرفاى حسنى مكه و عموزادگان محمد بن جعفر در تثبيت حكومت وى داشتند ، توجه داشته باشيم . شريف مكه در همه امور با آنان مشورت مىكرد و پس از موافقت آنان تصميم مىگرفت . شريف چارهاى جز اين نداشت ، زيرا آنان يك عصبه و قوم بودند كه وى برابر رقباى سليمانى خود ، چارهاى جز تكيه بر اين گروه نداشت . اين در حالى بود كه سلجوقيان و عباسيان براى بازگرداندن حاكميت خود بر حجاز از هر فرصتى استفاده مىكردند و همواره مسائل و تحولات داخلى حجاز را زير نظر داشتند .
با رسيدن امير سلار ، امير الحاج عراقىها و نماينده سلاجقه و عباسيان به مكه در سال 468 / 1075 شريف با عظمت و شكوه از وى استقبال كرد .
وى نامهاى از سلطان ملكشاه به همراه داشت كه از رسيدن هدايا و خلعتهايى به همراه بيست هزار دينار بابت دو سال گذشته خبر مىداد و حاكى از موافقت سلطان با ازدواج شريف با خواهرش بود و اين كه مهريهء او ده هزار دينار از همين بيست هزار دينار خواهد بود . با رسيدن نامه ،
هامش
( 1 ) . سبط بن جوزى ، مرآة ، ص 180