تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
و سيمرى در ميان ايشان بود و اين سامرى هم بنى اسرايل بود ، و خويش موسى بود ، و گفت كه اين بنى اسرايل سخت جاهل و نادان قومىاند كه پيغامبر خداى را استوار نمىدارند ، و پيران خويش را با او بفرستادند . و چندان نيكويها كه خداى عزّ و جلّ بايشان كرد ، و دشمن ايشان را به دريا غرق كرد ، و مىگويند كه ما را خدايى كن چنان كه اين مردمان را خدايست ، تا ما نيز او را مىپرستيم . پس چون سامرى آن نادانىهاى ايشان بديد ، سوگند خورد كه من قوم بنى اسرايل را هلاك كنم . و چون ايشان هارون را گفتند كه ما مىترسيم كه نبايد موسى مران پيران ما را هلاك كند ، و سامرى اين سخن از ايشان بشنيد و گفت كه اگر هرگز من اين مردمان را هلاك خواهم كرد اكنون وقت است و توانم كرد . و سامرى از آن مردمان بود كه در آن روزگار زاده بود كه فرعون منادى زده بود كه هر كجا پسرى بزايد او را هلاك كنند كه منجّمان او را گفته بودند كه پسرى در وجود خواهد آمد كه هلاكت تو در دست او باشد . و پس منادى زد و بر همه اطرافها مردمان را برگماشت كه هر كجا زنى آبستن باشد و پسرى بزايد آن پسر را هلاك كنند . و سامرى در آن روزگار بزاد ، و مادر او را پنهان كرد ، و برگرفت و بغار كوهى در نهان كرد تا عوانان فرعون او را نبينند كه او را بكشند . و جبريل پيش او رفت و از پر خويش او را شير داد ، و هر كودك كه از پر جبريل شير خورده بودى جبريل را بتوانستى ديد . و سامرى جبريل را ديدى . و از موسى شنيده بود كه هر آن كسى كه جبريل را بتواند ديدن و از زير قدم او خاك برگيرد و بهر جا كه آن خاك در اندازد آن چيز بسخن آيد .
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 386 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى