تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
سر گاو را سجده همى كردند ، و آن نيز هم بفرمان فرعون همى كردند كه فرعون يك چند گاو پرستيده بود ، و پس يك چند دست بازداشت از گاو پرستيدن و گفت :
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
« 1 » . و گفت كه گاو به كار نيست كه من خداى شماام . پس اين بنى اسرايل كه قوم موسى بودند - بدان وقت كه آن مردمان سر گاو مىپرستيدند - موسى را گفتند كه ما را نيز خدايى كن ، چنان ايشان تا ما نيز آن را مىپرستيم . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
« 2 » . و موسى مر ايشان را گفت كه :
إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ
« « 3 » » . گفت كه : سخت جاهل قومانيد شما ، چندين نيكوى كه خداى تعالى با شما كرد ، و دشمن شما را به دريا غرق گردانيد ، اكنون شما خداى ديگر طلب « 4 » مىكنيد ؟ پس ايشان هم چنان بر آن كنار دريا مىبودند ، و جبريل بيامد و موسى را آگاه كرد كه : خداى عزّ و جلّ با تو سخن خواهد گفت ، برخيز و بكوه طور سينا رو كه شريعت تورية خواهد داد تا بنى اسرايل را درآموزى . و ايشان را بگوى تا بدان مىروند . پس موسى مر هارون را گفت كه : تو خليفت من باش بر اين قوم ، تا من از كوه طور سينا از مناجات بازآيم . و مر بنى اسرائيل را بهرون سپرد ، و ايشان را گفت كه : فرمان هارون بريد تا من باز آيم . ايشان مر موسى را گفتند كه : ما ترا تا كجا چشم داريم ؟ « 5 » موسى گفت كه : تا سى روز بگذرد . پس بنى اسرايل را موسى گفتند كه : چون
هامش
( 1 ) النازعات 24 ( 2 ، 3 ) الاعراف 138 ( 4 ) آرزو . ( صو ) ( 5 ) كه بازآيى . ( صو )