12 - كه بگرفت خداى پيمان فرزندان يعقوب ، و بفرستاديم ايشان را دوازده نقيب ؛ « 1 » و گفت خداى كه : من باشم با شما اگر بپاى داريد نماز ، و بدهيد زكات و بگرويد بپيغامبران [ من ] و يارى كنيدشان ، و اوام دهيد خداى را اوامى نيكو . بپوشانيم بر شما « 2 » بديهاى شما ، و اندر آريم شما را ببهشتها كه مىرود از زير آن جويها . و هر كى كافر شود از پس آن از شما بدرستى كه گم شد از راه راست *
13 - بدانچه بشكستند « 3 » پيمان ايشان نفرين كرديمشان ، و كرديم دلهاى ايشان سخت ، مىگردانند سخن از جايگاه آن ، و فراموش كردند برخى از آنچه « 4 » ياد كردند بدان ؛ و نه هميشه ميترسند بر خيانتى ازيشان « 5 » - مگر اندكى ازيشان - اندر گذار ازيشان و عفو كن ، كه خداى دوست دارد نيكوكاران را *
14 - و از آن كسها كه گفتند : ماايم ترساان ، بگرفتيم پيمان ايشان ، فراموش كردند برخى از آنچه ياد كردند بدان ، اندر او كنديم ميان ايشان دشمناذگى و خشم « 6 » سوى روز رستخيز ؛ و زود بود كه بر خيزاندشان « 7 » خداى بدانچه بودند مىكردند *
15 - يا اهل كتاب كه آمد بشما پيغامبر ما ، پيدا كند شما را بسيارى از آنچه بوديد مىپنهان كنيد از كتاب ، و اندر گذارد از بسيارى ، كه آمد بشما از خداى روشنايى و كتابى هويدا -
16 - راه نمايد بدان خداى آن كه متابعت كرد خشنودى او را راه
هامش
( 1 ) سرهنگ . ( صو )
( 2 ) بپوشانم از شما . ( صو )
( 3 ) بران شكستن . ( خ ) - بشكستن ايشان . ( صو )
( 4 ) و فرامشت كردند بهرهء از آنچه . ( صو )
( 5 ) و هميشه بررسى بر كژيى از ايشان . ( صو )
( 6 ) بر اغاليديم ميان ايشان دشمنى و دشمناذگى . ( صو )
( 7 ) كه آگاه كند ايشان را . ( صو ) - كه آگاه كندشان . ( خ )