نماز كند . همه ارواح پيغامبران آنجا بودند . پس جبريل بانگ نماز بگفت و قامت كرد ، تا آن جا همه پيغامبر را درآموخت . و مر آدم را گفت كه : پيش رو و نماز كن تا همه از پس تو نماز كنيم . آدم گفت كه : يا محمّد تو پيش رو كه تو اولىترى و خاتم الانبيايى ، پس پيغامبر صلّى اللَّه و سلّم پيش رفت و نماز كردند ، [ و اين ] همه از فضل پيغامبر ما بود عليه السّلام بر همه كه شب معراج بر آسمان چهارم امامى كرد و همه پيغامبران از قفاى او نماز كردند .
اكنون علما بدين بانگ نماز و قامت خلاف كردند :
گروهى گويند كه سبب اين بانگ نماز و قامت آن بود كه شب معراج بر آسمان چهارم جبريل عليه السّلام بانگ نماز و قامت كرد ، و نماز كرد ، و پيغامبر را صلّى اللَّه عليه و سلّم در آموخت ، و چون باز آمد بلال را در آموخت و بلال هم چنان مىگفت و تا قيامت همچنين مىگويند .
گروهى گويند كه نه ، كه در اوّل اسلام بانگ نماز و قامت نكردندى ، و چون وقت نماز بودى بلال بر سر بالايى رفتى و گفتى « 1 » كه : الصّلاة جامعة . پس پيغامبر را صلّى اللَّه عليه يارى بود ، نام او عبد اللَّه بن زيد ، و يك شب بخواب ديد كه فريشتهاى از آسمان به زمين آمدى ، و اين بانگ نماز و قامت او را اندر آموخت ، و گفت كه پيغامبر را بگو تا بانگ نماز و قامت چنين بگويد . و او برفت و پيغامبر را بگفت . پيغامبر عليه السّلام گفت كه بلال را در آموز ، تا او بوقت نماز مىگويد . و عبد اللَّه زيد بلال را آموخت و او در وقت نماز مىگفت ، و اين رسم بماند و تا قيامت همچنين خواهند گفت .
هامش
( 1 ) برافرازى شدى و گفتى . ( صو )