بدادندشان كتاب از پيش شما چون بدهيدشان مزد ايشان « 1 » پاكيزگان نه پليدان و نه گيرندگان دوستان « 2 » ، و هر كى كافر شود بايمان كه تباه شد كار او « 3 » و اوست اندران جهان از زيانكاران *
6 - يا آن كسها كه بگرويدند چون بپاى خيزيد شما سوى نماز بشوئيد رويهاى شما و دستهاى شما سوى مرافق « 4 » و مسح كنيد بر سرهاى شما ، و پايهاى شما سوى پژول « 5 » ؛ و اگر باشيد جنب پاك كنيد ، و اگر باشيد شما بيمار يا بر سفر ، يا آمد يكى از شما از غايط « 6 » ، يا گرد آئيد با زنان « 7 » ، و نه يابيد آب تيمّم كنيد بخاكى پاك ، مسح كنيد « 8 » برويهاى شما و دستهاى شما از آن ، كه خواهد خداى تا نكند بر شما از تنگى بيك « 9 » ميخواهد تا پاك كند شما [ را ] و تمام كند نعمت او بر شما مگر شما شكر كنيد *
قصهء واجب شدن مسح و نماز
و سبب واجب شدن اين مسح و نماز چنان بود كه شب معراج پيغامبر [ را ] عليه السّلام بر آسمان بردند . چون باسمان [ چهارم ] رسيد همه ارواح پيغامبران را آنجا يافت از آدم تا پيغامبر ما عليه السّلام ، و مر ايشان را بپرسيد و بنزد حق تعالى رسيد و با او سخن گفت .
و پس چنان خواست كه مر امّتان او را نمازى باشد ، و هر كس ازيشان نماز كردندى . و پيغامبر ما خواست كه مر امّت او را نيز نمازى
هامش
( 1 ) مزدهاى ايشان . ( صو ) - كابين ايشان . ( خ )
( 2 ) دوستكانان . ( صو ) - دوستان . ( خ )
( 3 ) كردار او . ( خ )
( 4 ) تا آرنجن . ( صو ) - با زن ( ؟ ) ( خ )
( 5 ) پچولك . ( خ ) - تا دوشتالنگ . ( صو )
( 6 ) يا بيايد بيكى از شما از آب دست . ( خ ) - از حاجتگاه خويش . ( صو )
( 7 ) يا بسوده باشيد زنان را به جماع . ( صو )
( 8 ) آهنگ كنيد بزمينى پاك بماليد . ( صو )
( 9 ) و بيك . ( صو )