تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
اشتر كه پيغامبر بر نشسته بود در آويختند ، و بند سفره بگسيخت و آن طعامها بريخت ، و در آن ساعت بدان تعجيل هيچ بند نيافتند كه در سفره كردند ، و اسما دختر ابو بكر وقايهءى بر سر داشت « 1 » و كناره‌هاى آن وقايه محكم بود ، و هر دو كنارهء وقايه فرو آورد و بر هم تافت محكم ، و بسفره اندر كشيد ، و باز بياويختند . و پيغامبر چون در آن نگاه كرد او را خوش آمد ، و مر اسما را ذو النّطاقين نام كرد ، و گفت او راست از بهشت دو نطاق ، و نطاق وقايه باشد كه بر سر كنند . و بر اسما دعا كرد و برنشستند و از آن غار برفتند . و مردى بود بمكّه اندر از شمار مبارزان ، و آن مرد را سراقه گفتندى و اين سراقه خبر يافته كه پيغامبر و ابو بكر در آن غار كوه ثوراند ، و سه روز آنجا بغار اندر بودند ، و اكنون از غار برفتند . [ سراقه بيامد و مر اهل مكّه را گفت كه من خبر محمّد بدرستى يافتم كه او سه روز بغار اندر بود اكنون از غار برفت ] « 2 » اكنون شما مرا چه دهيد تا من بروم و سرش را بيارم ، يا او را زنده بياورم . ايشان گفتند كه اگر تو به روى و سر او را بياورى ما صد اشتر سرخ موى بر بار تو را بدهيم . و اگر سرش را نتوانى آورد و او را زنده بياورى همچنين صد اشتر سرخ موى بر بار تو را بدهيم . « 3 » و پس سراقه برفت ، و بر اسبى تازى نشست ، و نيزه برداشت ، و بر پى ايشان مىرفت . و پيغامبر چون دو فرسنگى از كوه ثور رفته بود دلش تاب گرفته
هامش
( 1 ) بر سرداشت چنان كه گردانى . ( ن ) - چنان كه كركانى باشد . ( خ . صو ) ( 2 ) عبارت ميان قلاب از نسخه متن افتاده است ، و در نسخ ديگر هست . از نسخهء « صو » نقل شد . ( 3 ) ايشان صد اشتر سرخ موى او را پذيرفتند با صد اشتروار بار اگر سرش را بياورد اگر كشتن نتواند او را زنده بيارد . ( صو )