تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
و اين گروه‌اند كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ .
و باللَّه التوفيق . بازگشتيم به قرآن

[ ترجمه ]

160 - و گروه گروه كرديم‌شان دوازده گروه گروهان ، « 1 » و وحى كرديم سوى موسى ، چون آب خواست « 2 » گروه او ، كه بزن عصاى تو « 3 » بر سنگ ، بشكافت « 4 » از آن دوازده چشمه ، « 5 » كه دانست هر مردم « 6 » آب خور ايشان ، و سايه كرديم بر ايشان ابر ، « 7 » و بفرستاديم بر ايشان ترنگبين و سمانهء مرغان ، « 8 » بخوريد از پاكيها آنچه روزى كرديم شما را ، و نه ستم كرديم « 9 » و لكن « 10 » بودند بتنهاشان ستم « 11 » كردند * 161 - كه گفت « 12 » ايشان را كه بياراميد بدين ديه ، و بخوريد از آن هر كجا خواهيد ، و بگوييد : بيفكن از ما ، و اندر شويد بدر سجده‌كنان ، « 13 » بيامرزيم شما را گناهان شما ، و بفزاييم نيكوكاران را * 162 - بدل كرد « 14 » آن كسها كه ستم كردند از ايشان گفتارى جز
هامش
( 1 ) و ببريديم ايشان را گروه گروه دوازده نوايه گروهانى . ( نا ) - و بپراكنديمشان دوازده نباده گروه گروه . ( صو ) - و بكرديم ايشان را دوازده گروه گروهانى . ( خ ) ( 2 ) چون آب خواست ازو . ( نا ) ( 3 ) عصاى خويش . ( نا ) - عكازه ترا . ( خ ) - چوب خشك خويش . ( صو ) ( 4 ) بشكافت . ( نا ) - بيرون جست . ( خ ) - بيرون دميد . ( صو ) فانبجست . ( 5 ) چشمه آب . ( خ . نا ) ( 6 ) هر مردمانى . ( صو ) - هر مردمى . ( خ ) - هر گروهى . ( نا ) ( 7 ) ميغ . ( خ . نا ) ( 8 ) سمانهء بريان و ترنجبين . ( خ ) - ترنگبين و سمانه . ( نا ) - ترنگبين و ويح ( ؟ ) ( صو ) - و كلمهء اخير خوانده نمىشود شايد « مرغ » ( 9 ) و نه ستم كردند بر ما . ( صو . نا ) - و نه ستم كرديم ما . ( خ ) ( 10 ) و بيك . ( صو ) ( 11 ) مىستم . ( نا . خ ) ( 12 ) و چون گفته شود . ( صو ) - كه گفتيم . ( خ ) ( 13 ) بفكن از ما گناه و اندر شويد بدروازه سجده‌كنان . ( خ ) - بفكن از ما گناهان ما و اندر آييد بدر تواضع‌كنان . ( نا ) - بيفكن گناهان ما و اندر شويد بدر سر فرو افكنده . ( صو ) ( 14 ) بگردانيدند سخن را . ( خ ) - پس بدل كردند . ( نا ) - بدل كردند آنان كه بيداد كردند . . . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 547 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى