بسوزاند و هلاك كند ، يا او را به زمين فرو برد .
پس پيغامبر عليه السّلام پرسيد كه اندر زمين شما ماران و كژدمان باشند ؟ گفتند كه بلى يا رسول اللَّه ، باشند . گفت با ايشان چه كنيد ؟
گفتند يا رسول اللَّه ، ايشان بر ما همى روند ، و ما بر ايشان همى رويم ، و نه ما را از ايشان رنجى باشد و نه ايشان را از ما گزندى رسد . ايشان از ما ايمن باشند و ما از ايشان ايمن .
پس پيغامبر عليه السّلام پرسيد ايشان را ، گفت شما را گوسفندان باشند ؟ « 1 » گفتند كه بلى يا رسول اللَّه باشند . « 2 » گفت چه كنيد ايشان را ؟ گفتند كه پشم ايشان ببريم و از آن لباسى « 3 » كنيم و گليمى كنيم چندان كه ما را كفايت باشد . و از گوشت ايشان بخوريم . و ما همه مردمان اين ديه اندر اصل و فرع اين گوسفندان يكسانيم ، هيچ كس را از ما به چيزى از ايشان حقتر نيست از ديگرى ، و نه زيادتى باشد يكى را بر ديگرى .
گفت پيغامبر صلّى اللَّه عليه كه هيچ خريد و فروخت كنيد ، و هيچ چيز بر شما سنجند يا شما بر ايشان سنجيد ؟ و هيچ چيز بر شما پيمايند يا شما « 4 » بر ايشان پيماييد ، و ترازو و پيمانه در ميان شما باشد ؟ گفتند كه ما نخريم و نه فروشيم و نه بر كسى سنجيم ، و نه كسى بر ما سنجد ، و در ميان ما خود ترازو و پيمانه نباشد . « 5 » پس پيغامبر عليه السّلام پرسيد كه شما از چه خوريد و از كجا خوريد ؟
گفتند كه ما بدين كنارهء دريا رويم ، و آنجايگاه پارهى زمين كشت بكنيم چندان كه كفاف ما باشد ، و خداى عزّ و جلّ از آسمان باران فرستد تا
هامش
( 1 ) گوسفند باشد . ( خ )
( 2 ) باشد . ( خ )
( 3 ) عبايه . ( صو . نا ) - و ازان كلبه و گليم كنيم . ( خ )
( 4 ) كذا ، شايد : شمايان .
( 5 ) نه سنجيم و نه بر ما سنجند ، نه بر كسى پيماييم و نه بر ما پيمايند . ( خ . نا )