آن كه گفت ايشان را ، بفرستاديم برايشان را « 1 » عذاب از آسمان بدانچه بودند مىستم كردند *
163 - و بپرسيدشان از ديه آنك بود حاضرة البحر ، كه تعدّى كردند اندر شنبه ، « 2 » كه بيامدشان ماهيان ايشان روز شنبهشان ، بىاندازه « 3 » و آن روز [ كه شنبه نكردندى ] « 4 » نه آمدندشان ، « 5 » همچنين آزموده كرديمشان « 6 » بدانچه بودند مىتباهى كنند « 7 » *
164 - كه گفت گروهى از ايشان : چرا نه پند دهيد گروهانى را كه خداى هلاك كندشان يا عذاب كندشان « 8 » عذابى سخت ؟ گفتند : اين عذر آوردنى است « 9 » سوى خداوند شما تا مگر ايشان بپرهيزند *
165 - چون فراموش كردند آنچه پند دادند [ شان ] بدان ، برهانيديم آن كسها كه باز شوند از بدى ، و بگيريم آن كسها را كه ستم كردند بعذابى سخت بدانچه بودند مىتباهى كنند « 10 » *
166 - چون نافرمانى كردند « 11 » از آنچه باز زده « 12 » آمدند از آن
هامش
( 1 ) گفته آمد ايشان را ، بفرستاديم بر ايشان . ( خ )
( 2 ) بپرس ازيشان از مردمان ديه آنكه بودند بكنارهء دريا كز حد بگذشتند اندر روز شنبه . ( خ ) - نزديك دريا كه از حد ندر گذشتند اندر شنبه . ( صو )
( 3 ) انبوه . ( صو . نا ) بجمله . ( خ ) ترجمهء : شرعا
( 4 ) ( صو ) - كه نه شنبد بود . ( خ ) - كه شنبه نبودى . ( نا ) - در متن كلمهء « لا يسبتون » معنى نشده است .
( 5 ) نيامدى بايشان . ( خ . صو )
( 6 ) بيازموديمشان . ( نا )
( 7 ) كردند . ( خ . نا . صو )
( 8 ) چرا پند همى دهيد گروهى را كه خداى هلاك خواهد كرد ايشان را . ( صو . نا ) - چرا نه پند دهيد گروهى را كه خداى هلاك كردن ايشان يا عذاب كردن ايشان . ( خ )
( 9 ) عذرى راست . ( خ ) - عذر پيدا كردنى است . ( صو ) - از بهر عذرى . ( نا )
( 10 ) پند داده آمدند بدان برهانيديم آن كسها را كه باز داده آمدند ز بدى و بگرفتيم آن كسها را كه ستم كردند به عذاب ، بدست آنچه بودند مىتباهى كردند . ( خ )
( 11 ) چون بيرون آمدند . ( صو . خ )
( 12 ) باز داده . ( خ )