گفتند يا رسول اللَّه چگونه گرييم بر مردگان كه ما همه گذرندهايم و ناچار مىبايد مرد ، و آن راهى است كه از آن هيچ چاره نيست ، و خداى تعالى بداده باشد و هم او بازستاند . گريه چرا بايد كرد ؟ و او بحقتر است بدانچه كند اگر دهد و اگر ستاند حكم او را باشد .
پس پيغامبر ايشان را پرسيد كه از شما هيچ كس بيمار باشد ؟ گفتند يا رسول اللَّه بيمار آن باشد كه گناه كند و ما همه معصومايم از گناه ، بدعاى پيغامبر ما موسى بن عمران .
پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه پرسيد كه پس چون بميرى چون بيمار نباشيد ؟ « 1 » گفتند هر كى « 2 » از ما روزى سپرى شود ملك الموت بيايد و جان او بستاند ، و او بميرد و ما هم انجايگاه كه مرده باشد او را دفن كنيم .
پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه پرسيد كه هيچ اندوهگن شويد يكى از شما اگر دخترى آوريد ؟ گفتند ، نه . « 3 » و لكن ما را اگر يكى را دخترى آيد يك ماه روزه بداريم شكر خداى را عزّ و جلّ كه ما را فرزندى داده باشد كه او خداى عزّ و جلّ را ياد كند ، و از پس مرگ ما بر ما دعا كند بنكوى . و چون يكى را از ما پسرى آيد دو ماه روزه داريم شكر خداى را كه ما را پسرى داده باشد كه از پس ما يادگارى باشد اندر دنيا ، و ما را بدعاى خير ياد مىكند ، و آمرزش از خداى عزّ و جلّ مىخواهد ما را .
پس پيغامبر عليه السّلام ايشان را پرسيد كه شما زنا كنيد يا باشد اندر ميان شما كه زنا كنند ؟ « 4 » گفتند نه يا رسول اللَّه ، و لكن اگر يكى از ما خواهد كه زنا كند چنان داند كه خداى عزّ و جلّ آتشى بفرستد و او را
هامش
( 1 ) پس چگونه بميريد كه بيمار نگرديد . ( نا . خ )
( 2 ) هر كه را . ( خ )
( 3 ) اگر يكى را از شما دخترى آيد ؟ گفتند نى . ( خ )
( 4 ) كند . ( نا )