باور داشتند و او را گفتند يا رسول اللَّه ما را موسى بن عمران وصيّت كرده است و گفته است كه هر كى از شما بمحمّد رسد و تا بوقت رسيدن او زنده ماند ، و او را اندر يابد بايد كه از خويشتن و از من كه موسىام او را سلام كنيد و به دو ايمان آوريد و او را راست گوى داريد . پس پيغامبر عليه السّلام جواب سلام موسى و آن ايشان را باز داد .
پس پيغامبر جواب و سؤال كرد با ايشان ، و گفت : اين سرايها شما را و خانها « 1 » همه برابر مىبينم . چرا چنين است ؟ گفتند از بهر آنست كه ما گروهىايم كه عيب يكديگر نكنيم كه كسى كارى كند بنيك و بد .
ديگر پرسيد كه بدين خانهاى شما هيچ در نمىبينم ، چرا چنين است ؟
گفتند از بهر آن كه ما كالاى يك ديگر نبيرم ، و دزدى نكنيم ، و بدرهاى خانه حاجت نباشد .
ديگر [ پرسيد ] كه چون است « 2 » كه از شما هيچ كس نخندد و نه گريد ؟ گفتند ما هرگز نخنديم و نه گرييم ، گفتند « 3 » از بهر آن كه خداى عزّ و جلّ ما را خبر كرد اندر كتاب خويش ، گفت دوزخى آفريدهام كه پهناى آن چندان است كه از اين كنارهء جهان تا بدان كنارهء ديگر ، و قعر آن تا بطبقهء زيرين زمين ، « 4 » و ايزد تعالى سوگند ياد كردست كه من دوزخ پر كنم از پريان و مردمان همه ، و ما را از ترس اين هيچ خنده به كار نيايد . و اين آنست كه گفت عزّ و جلّ :
وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ
. « 5 » پس پيغامبر گفت صلّى اللَّه عليه كه بر مردگان خويش چرا نگرييد ؟
هامش
( 1 ) اين خانها و سرايهاى شما . ( خ . نا )
( 2 ) گفت پس چراست . ( نا . خ )
( 3 ) نه بخندد و نه بگريد . گفتند . ( خ )
( 4 ) و قعر آن دوزخ تا به زير زمين است . ( خ )
( 5 ) السجدة 13