تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
143 - و چون آمد موسى بميقات ما « 1 » و سخن گفت او را خداى او ، گفت يا خداوند من بنماى مرا تا بنگرم سوى تو . گفت نه بينى مرا « 2 » و لكن بنگر سوى كوه اگر آرام گيرد بجاى خويش « 3 » زود باشد كه بينى مرا . چون تجلّى [ كرد ] خداى او كوه را « 4 » كرد آن را خنيده « 5 » ، بيوفتاد موسى بىهوش و چون باز هوش آمد گفت : پاكا تو ! توبه كردم سوى تو و من نخست مؤمنان‌ام *

قصهء خواستن موسى عليه السلام ديدار ايزد عز و علا

و اين قصّه چنان بود كه بدان وقت كه موسى عليه السّلام از فرعون برست ، و فرعون غرقه شد ، و موسى از دريا بگذشت ، جبريل عليه السلام بيامد ، و موسى را بميقات خواند ، و گفت خداى با تو سخن خواهد گفت ، و توريت ترا خواهد داد ، و شريعتها خواهد فرمود ، تا امّتان « 6 » تو آن را به كار دارند و فرمان برند . موسى بميثاق « 7 » شد و چهل روز روزه داشت . و پس از آن بطور سينا شد و ايزد تعالى سخن خويش او را بشنوانيد . و اوّل سخن « 8 » كه خداى تعالى با موسى گفت اين بود كه :
هامش
( 1 ) بوعده‌گاه ما . ( خ . صو ) - وعدهء ما را . ( نا ) ( 2 ) نتوانى ديدن مرا . ( صو . نا ) ( 3 ) اگر بيارامد بر جايگاه او . ( خ ) ( 4 ) چون پديد آمد خداى او مر كوه را . ( نا . صو ) ( 5 ) پاره پاره . ( صو . نا ) - پاره . ( خ ) - ريزه ريزه . ( ابو الفتوح ) ترجمهء : دكا . در متن كلمه ايست شبيه به « خنيده » يا « خبيده » يا « جنبنده » و معنى اين همه خالى از مناسبتى نيست . ( 6 ) امت . ( نا . خ . صو ) ( 7 ) ميقات . ( خ . نا . صو ) ( 8 ) نخست سخن . ( خ . نا . صو )