كى در شب چهاردهم ما را ببيند يقين داند بىگمان كه آن ماه است .
هم چنان مؤمنان نيز خداى عزّ و جلّ را ببينند در آن بىگمان و يقين دانند كه آن خداى عزّ و جلّ است كه مىبينند بىچون و بىچگونه .
پس چون موسى در دنيا ديدار خداى خواست و هنوز محمّد صلوات اللَّه عليه در صلب پدران بود ، از ديدار محروم ماند ، گفت نه من وعده كردهام كه تا بندهء من محمّد ديدار مرا نبيند هيچ كس ديگر ديدار مرا نبيند ، و وعدهء ديدار من در بهشت باشد ، در دنيا كس نبيند .
امّا اين كه خداى عزّ و جلّ گفت :
فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا
اى فلما تجلى امر ربه . اين هم چنان كه گفت :
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ
؟ « 1 » اى الّا ان يأتى امر اللَّه . و ديگر جاى گفت :
أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ
« 2 » . يعنى او يأتى امر ربّك . و اين را نظير بسيار است .
بازگشتيم به قرآن .
[ ترجمه ]
144 - گفت : يا موسى من برگزيدم ترا بر مردمان برسالات من « 3 » و سخن من ، بگير آنچه بداديم ترا و باش از شكركنان *
145 - و نبشتيم او را اندر لوحها از همه چيزى ، پندى و جدايى « 4 » هر چيزى ، بگير آن را بنيرو و بفرماى گروه ترا بگيرند آن را بنيكوترين آن ، بنمايم شما را سراى تباهكاران *
146 - بگردانيم « 5 » از آيتهاى ما « 6 » آن كسها را كه بزرگى كنند اندر زمين بجز حق ، « 7 » اگر بينند هر آيتى نه گروند بدان ، و اگر بينند راه
هامش
( 1 ) البقره 210
( 2 ) الانعام 158
( 3 ) پيغام من . ( خ ) - پيغامهاى خويش .
( صو ) - پيغامهاى من . ( نا )
( 4 ) پند دادن و پيدا كردن . ( نا ) - پندى و پيدايى . ( خ )
( 5 ) زود باشد كه بگردانيم از آيتهاى من . ( خ )
( 6 ) حجتهاى خويش . ( صو . نا )
( 7 ) بناراستى . ( صو ) - بناحق . ( خ )