تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
سوار بجز پياده . و موسى مر هارون را مقدّمه كرده بود و گفته بود كه همچنين مىرويد تا لب دريا ، كه جبريل مرا چنين فرموده است . و موسى عليه السّلام از پس هارون مىرفت و سپاه را مىكشيد فوج فوج ، و خود در ساقه برفت ، و شب نهم بود از ماه محرّم ، و سبك برفتند . و قبطيان و فرعون از رفتن ايشان آگاه شدند و سحرگاه از دنبالهء ايشان برفتند . و قبطيان پيش فرعون رفتند « 1 » و گفتند كه بنى اسرايل جمله برفتند . و سود زيان ما جمله خواسته بودند و همه با خود ببردند « 2 » و ما را عاجز و درويش كردند و ما را هيچ چاره نيست الّا كه از پس ايشان برويم . و موسى از بهر آن گفته بود كه چيزها از ايشان بخواهى « 3 » تا ايشان از پسشان بروند « 4 » . چون آهنگ رفتن كردند و خواستند كه بروند از هر خانه‌اى از آن ايشان زنى يا مردى به مردى تا ايشان بدان مرگ مشغول شدندى و نتوانستندى رفتن . تا دو روز برآمد ، سه‌ام روز برفتند . و فرعون سپاه گرد كرده بود از هر شهرى ، چنان كه گفت :
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ
. « 5 » پس فرعون گفت كه سپاه ايشان اندكى است و عدد سپاه ما بسيار است و ايشان با ما ستيزه كردند ، و سپاه ما سلاح تمام دارند و ايشان ندارند . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ . وَ إِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ . وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ .
« 6 » و شرذمه سپاهى باشد اندك و غايظون ستيزه كنان باشند و حاذرون آن باشند كه سلاح تمام دارند .
هامش
( 1 ) و گله كردند . ( صو . ن . نا ) - در نسخهء متن و ( خ ) اين جمله نيست . ( 2 ) سوزيان‌هاى ما همه ببردند . ( صو . ن ) - و كالاهاى ما ببردند . ( نا . خ ) ( 3 ) فرا خواهيد . ( صو . نا ) ( 4 ) از پس سوزيانها از پس بشوند . ( نا . خ . صو ) - از بهر سوزيانهاى خويش از پس ايشان بروند . ( ن ) ( 5 ) الشعراء 53 ( 6 ) الشعراء 56 - 54