پس خداى عزّ و جلّ بفرمود مر موسى را كه بنى اسرايل را بردار خرد را و بزرگ را ، و جمله را از مصر بيرون بر ، و برويد و قبطيان را آگاه نكنيد . چنان كنيد . چنان كه گفت :
فَأَسْرِ بِعِبادِي لَيْلًا إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ
. « 1 »
هلاك شدن فرعون و قبطيان « 2 »
پس چون خداى عزّ و جلّ خواست كه فرعون و قبطيان هلاك شوند ، و بنى اسرايل را از ايشان برهاند ، بفرمود موسى را كه بنى اسرائيل را برگير و از مصر بيرون بر ، چنان كه قبطيان ندانند ، و تا لب دريا برويد كه قبطيان آگاه شوند و از پس شما بيايند ، تا من شما را از ايشان برهانم بقدرت خويش ، و چون خواهيد رفتن هر كسى از شما چراغى از قبطيان بستانيد و به خانه نهيد ، و شما برويد . خداى عزّ و جلّ اندر آموخت موسى را كه همه بنى اسرائيل را گرد كرد و با ايشان تدبير كرد ، و گفت كه جمله خرد و بزرگ برويد كه خداى تعالى مرا وعده كرده است كه فرعون را و جمله لا « 3 » و لشكر او را هلاك خواهد كرد بقدرت خويش . و شما بايد كه ايمن باشيد و برويد ، و ايشان گفتند كه امروز و فردا برويم و رفته نيامد « 4 » پس موسى گفت كه چرا در رفتن تقصير مىكنيد ؟ ايشان گفتند از بهر آن كه پدران ما ما را وصيت كردهاند كه از مصر بيرون مرويد تا گور يوسف باز كنيد
هامش
( 1 ) الدخان 23
( 2 ) حديث هلاك شدن فرعون و رستن موسى و بنى اسرايل ازو .
( خ ) - قصهء هلاك شدن فرعون لعنه اللَّه و رستن بنى اسرائيل از ايشان . ( نا )
( 3 ) كلمهاى است به شكل « لا » و خوانده نمىشود . - كه فرعون را هلاك كنم . ( صو . نا . ن )
( 4 ) و رفته نيامدشان . ( نا ) - و هيچ رفته نيامدشان . ( ن ) - و رفته نيامد . ( صو ) - و رفته مىنيامد . ( خ )