تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
و تابوت او با خود ببريد . ما تقصير از بهر آن مىكنيم . موسى گفت گور يوسف كجا است ؟ گفتند كه ما نمىدانيم . و از قبطيان هيچ كس نگرويده بود بجز خربيل « 1 » درودگر كه تابوت يوسف كرده بود ، و پير زنى كه نام او سا « 2 » بود اين هر دو مسلمان بودند و بموسى عليه السّلام گرويده بودند . پس اين پير زن بيامد و گفت كه من دانم كه گور يوسف كجاست و بشما نمايم . و لكن دو حاجت بشما دارم بايد كه روا گردانيد . ايشان گفتند بگو تا چه خواهى ؟ گفت كه من مىخواهم كه مرا با خويشتن به بيت - المقدس بريد ، و تو كه موسىاى دعا كنى تا خداى تعالى مرا بيامرزد . موسى عليه السّلام حاجت او را [ روا ] « 3 » كرد و آن پير زن گور يوسف بديشان نمود . و گور در ميان رود نيل نهاده بود . و ايشان اندر رفتند ، و آن گور باز كردند ، و تابوت بدر آوردند ، و تابوت يوسف از سنگ رخام تراشيده بودند . و چون بدر آوردند آن گاه آهنگ رفتن كردند . و پس موسى گفت كه هر يكى از شما پيش اين قبطيان رويد و هر كسى چيزى ازيشان بخواهيد ، و بگوئيد كه ما را عيدى خواهد بود . و ايشان برفتند و جمله زينتهاى زنان و لباسهاى نيكو ازيشان بخواستند ، و موسى مر ايشان را گفت كه برويد و هر كى مرغى بكشيد و دست خون آلود بر در خانها نهيد . « 4 » و بوقت رفتن هم چنان كردند و بوعده‌گاه رفتند . و موسى سپاه عرضه كرد و سيصد هزار و سى هزار مرد گرد آمده بودند
هامش
( 1 ) جوبيل . ( صو ) - جبرئيل . ( نا ) - خربيل . ( خ ) ( 2 ) گنده پيرى كه نام « سا » بود . ( صو ) - و گنده پيرى نام او « يوشاذ » بود . ( نا ) - و گنده پيرى بود نام او « اشيا » ( خ ) - و گنده پيرى بود نام او « يوشا » بود . ( ن ) ( 3 ) همه نسخه‌ها . ( 4 ) و چون بخواهيد رفتن هر كس اندر خانه چراغى بنهيد افروخته و هر كسى مرغى بكشيد و دست خون آلود بر در سرايها زنيد . ( خ . نا )