و ميوهها هم چنان بماند .
پس آن گاه موسى ازيشان نوميد گشت و گفت كه مكنيد كه خداى تعالى چندين عذابها از شما بگردانيد ، و شما هم بنگرويدى ، و ايمان نياوردى ، نبايد كه ازين بار عذابى فرستد و شما همه هلاك گردى . ايشان موسى را گفتند : يا موسى ،
مَهْما تَأْتِنا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنا بِها فَما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
. « 1 » گفتند : يا موسى هر چند كه تو اين علامتها مىنمايى ما هيچ به تو ايمان نخواهيم آورد ، و نخواهيم گرويد . و از موسى نمىانديشيدند و بنى اسرائيل را مىرنجانيدند .
پس بنى اسرائيل موسى را گفتند :
أُوذِينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا
. « « 2 » » گفتند كه پيش از آن كه تو آمدى ما را عذاب همى كردند و مىرنجانيدند و فرزندان ما را مىكشتند . اكنون چون تو بيامدى گفتيم كه مگر آخر ما را كمتر رنجانند ، و عذابمان كمتر كنند ، و هم چنان ما را مىرنجانند ، و ما را بيش ازين طاقت نيست و صبر نمىتوانيم كرد .
اكنون ما را دستورى ده تا بگريزيم ، و با ايشان حرب كنيم . و موسى را فرمان گريختن و حرب كردن نبود .
پس موسى ايشان را گفت :
عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ
. « 3 » گفت واجب است بر خداى كه دشمن شما را هلاك كند و خليفتى زمين مر شما را دهد . و نيز ايشان را گفت :
اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا ، إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ ، يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ ، وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
. « 4 » پس موسى پيش فرعون شد و با او سخنهاى چرب گفت . چنان كه گفت :
هامش
( 1 ، 2 ) الاعراف 132
( 3 ) الاعراف 129
( 4 ) الاعراف 128