و ديگر بار موسى را شفاعت كردند تا دعا كرد و آن آفت قمّل نيز از ايشان بازداشت ، و هم بنگرويدند .
پس ديگر سال جغز فرستاد تا خانه و سراى و ديگ و كاسه « 1 » و سبو و كوزه ايشان جمله پر جغز شد ، و كار برايشان سخت و دشخوار گشت ، و ديگر بار شفاعت كردند موسى را تا دعا كرد و آن آفت جغز نيز بگردانيد ، و هم بنگرويدند .
پس ديگر سال حق تعالى خون فرستاد و همه آب ايشان خون گشت .
آب جو و آب چاه و سبو و كوزه و هر چه آب در آن كردند جمله خون مىگشت از آن قبطيان ، و آن اسرائيليان آب پاك صافى مىبود . چنان كه يك روز مردى قبطى و يكى اسرايلى برود نيل رفتند ، و هر يكى انايى داشتند و از رود نيل پر كردند ، و آن قبطى خون بود و آن بنى اسرايلى آب پاك صافى بود . و جمله بدان عذاب اندر ماندند ، و ديگر بار پيش موسى رفتند و شفاعت كردند كه يا موسى دعا كن تا اين عذاب از ما باز ايستد و ما جمله بگرويم و ايمان آوريم ، موسى ديگر بار دعا كرد و حقّ تعالى آن عذاب نيز از ايشان باز داشت ، و هم بنگرويدند .
و آيت نهم آن بود كه خان و مانشان و هر چه در خانه داشتند تا خايه مرغ جملهشان سنگ گشت . و آن قبطيان جمله بيچاره گشتند ، و سخت اندر ماندند ، و ديگر بار پيش موسى آمدند ، و شفاعت كردند ، و گفتند كه يا موسى اگر ازين بار دعا كنى و اين آفت از ما بگردانى ، ما جمله بگرويم و ايمان آوريم . و موسى ديگر بار دعا كرد ، و خداى تعالى آن آفت نيز بگردانيد ، و هم بنگرويدند . و آنچه سنگ گشته بود از طعامها
هامش
( 1 ) تا به . ( نا ) - سفره . ( خ )