ايشان ] « 1 » نزديك خداى [ است ] و لكن بيشتر ايشان نه دانند *
132 - گفتند : تا كى مىآيى بما بدان از آيتى « 2 » تا جادوى كنى [ ما را ] بدان ؟ نهايم ما ترا « 3 » گرويدگان *
133 - فرستاديم بر ايشان طوفان و ملخ و شپش و جغز « 4 » و خون ، آيتهاى جدا كرده ؛ « 5 » بزرگمنشى كردند و بودند گروهى گناهكاران *
134 - چون بيوفتاد بر ايشان عذاب ، گفتند : يا موسى بخوان ما را خداوند تو بدانچه پيمان كرد نزديك تو ، اگر باز كند « 6 » از ما عذاب ما بگرويم ترا و بفرستيم با تو فرزندان يعقوب [ را ] « 7 » *
135 - چون باز گردانيديم از ايشان عذاب سوى اجل ايشان رسندهاند بدان « 8 » آن گاه ايشان مىعهد شكنند *
136 - كينه كشيديم بر ايشان « 9 » و غرقه كرديمشان اندر دريا بدان كه ايشان بدروغ داشتند آيتهاى ما و بودند از آن غافلان *
137 - ميراث داديم گروهى را آن كسها را كه بودند مى سستى كردند
هامش
( 1 ) و اگر برسد بديشان زشتى ، مرغوا را گيرند بموسى - يعنى گويند اين از شومى موسى است . و از آن كسها كه با او باشند . بدانيد كه مرغواى ايشان . ( نا ) - چون بيامد بايشان نيكى يعنى فراخى ، گفتند ما راست اين ، و اگر برسد بايشان بدى - يعنى تنگى - فال زدند بموسى و آن كسها كه با وى بودند بدانكه اختر ايشان . ( صو )
( 2 ) تا كى همى آيى بما بدان از حجتى . ( خ ) - تا كى آرى بما بدان از نشانى . ( نا )
( 3 ) نيستيم ما به تو . ( نا ) - نباشيم ترا . ( خ )
( 4 ) طوفان و ملخ و شپش و جغز . ( خ ) - غرق آب و ملخ يا ملخ پياده و شپش و جغزان . ( نا ) - طوفان و ملخ و شپش و غوك . ( صو )
( 5 ) پيدا كرده . ( نا . صو . خ )
( 6 ) بازبرى . ( خ ) - بگشايى يعنى بردارى .
( صو ) - بازدارى . ( نا )
( 7 ) ( خ . نا . صو )
( 8 ) سوى وعدهء كه ايشان رسندهاند بدان . ( خ ) - تا زمانهء كه ايشان رسندهاند بدان . ( صو )
( 9 ) ازيشان . ( خ . نا . صو )